تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
و كافور و بزر البنج و تخم كاهو و عصارهء برگ او و برگ بيد و آب شگوفهء خرما و قاقلى و عصارهء بارتنگ همه غير مطبوخ . و اما مغريات مثل غبار آسيا و دقاق كندر و صمغ عربى و سريش و گل ارمنى و گل مختوم و دم‌الاخوين و اما كاويات مثل انواع زاجات و قلقطار و زنگار و غيره ادويه خورنده گوشت و سوزاننده و خشك كنندهء عضو و ليكن واجب است كه اينها را به احتياط استعمال نمايند چه بس است كه خشكريشه پيدا مىكنند و بعد سقوط او از اول زياده باعث شر و فساد مىگردند . و اما ادويات ذى خاصيت مثل سرگين خر و آب بادروج و آب پودينه و خانهء عنكبوت است . و بدانند كه اقسام ادويه مذكوره يا به طريق سعوط و يا نشوق و يا فتيله و يا نفوخ ضماد و طلا و يا شموم و يا حشو استعمال مىنمايند اما سعوطات پس بگيرند آب شكوفهء خرما و اقاقيا هر واحد نيم اوقيه كافور يك حبه مدام در بينى چكانند و يا عصارهء بلح يعنى شگوفهء خرما مع عصارهء لحية التيس و كافور به عمل آرند . و ايضا آب بلح مع عصارهء گندنا و يا آب مالح مر قطور نمايند و آب كشنيز به مرات و يا عصارهء قاقلى غير مطبوخ و يا آب خيار مر به كافور و يا عصارهء بادروج به كافور و يا آب بارتنگ به گل مختوم و كافور كه مجرب سرهندى است و يا عصارهء عصى الراعى به آن هر دو و آنچه در اين باب بالغ النفع است آب سرگين خر تازه است . و اگر خروج خون به كثرت محسوس شود و احتياج داغ بينند زنگار محلول در سركه اندك اندك قطور نمايند . و ايضا استعمال سعوط گلنار باريك سوده به آب بارتنگ به جهت قبض و تبريد . و ايضا آبى كه در آن افيون گداخته باشند بنا بر تجميد نافع و حضض سوخته آب بادروج يا آب برف مع آب كراث مفيد و كذا سعوط اخثاى بقر محرق به سركه مخلوط و يا خون صداه و يا كافور دو حبه به آب آس تازه و يا مداد به سركه حل كرده و يا عصارهء ماميران و يا آب گندنا به سركه و كندر و يا اثمد به عصارهء بلح حل كرده و يا عصارهء صداب به سركه و يا عصارهء برگ انجير و يا قلقطار بع عصارهء كراث و يا حب البان و يا صدف مع لحم او كوفته در سركه حل كرده و يا آب ثمر يا برگ مغيلان و كذا آب كاهو به كافور و كذا عصارهء برنجاسف به سركه و كافور و يا آب پوست طلع به روغن گل و يا پوست بيضهء سوخته به آب كشنيز سبز و يا آب برگ طرخون و يا آب شجرهء آبى مالك يا حلزون برى به سركه سائيده و يا آب هوفاريقون هر واحد قاطع رعاف است و بليله گل معصفر انار خام برابر سوده به آب سعوط كردن منقول از اهل هندو معمول والد مرحوم است و مؤلف گاهى در اين بعض ادويه ديگر مثل گل ارمنى و صمغ عربى و كافور حل كرده به عمل آورده و سريع الاثر يافته و يا كندر افيون كافور هر يك يك حبه به آب سائيده در بينى چكانند و يا كاغذ سوخته پوست تخم مرغ سوخته اقاقيا مازو سوخته در سركه سرد كرده پوست انار ترش كندر مر صدف سوخته شادنج مغسول هر يك يك جزو كافور ربع جزو كوفته بيخته به آب بادروج در بينى چكانند . و اگر كافور چهتر ذانگ افيون كندر مر صدف سوخته شادنج هر يك سه درم قرطاس سوخته زاج سوخته شب يمانى بريان مازو در سركه سوخته عصارهء لحيهء التيس گلنار دم‌الاخوين هر يك چهار درم بكوبند و بپزند و به عصارهء لسان الحمل بسرشند و خشك كنند و سه بار چنين كنند پس قرص‌ها ساخته نگاه دارند و به وقت حاجت چيزى مناسب سائيده در بينى چكانند خون آمدن از بينى باز دارد . و اگر قرطاس مصرى سوخته پنج مثقال مازو سبز سوخته در سركه سرد كرده ده مثقال كشنيز سوخته هشت مثقال كوفته بيخته در آب بارتنگ آميخته سعوط سازند رعاف قوى را قطع كند . و اما نشوقات پش استنشاق آب سرد ممزوج به سركه نافع است . و اگر در آب آملهء سبز و آب كشنيز سبز صمغ عربى و افيون قدرى آميخته استنشاق نمايند رعاف كه از انفتاح دهن رگ بينى باشد مفيد بود و كذا عصارهء سراج القطرب و كذا پشك شتر سوده و كذا زاج و كذا غبار الرحى و كذا كهربا هر واحد نافع است و انا فتائل بگيرند فتيله و در سياهى و ادوات آلوده زاج سوده بر آن پاشيده و يا فتيله به سفيده تخم‌مرغ آلوده قدرى كافور سوده بر آن پاشيده در بينى نهند . و ايضا از عصارهء برگ قريص و پشم خرگوش و سرگين خر خشك يا تر و عصارهء گندنا و كندر فتيله سازند و آنچه مجرب است فتيله رسوت سوخته و آب بادروج است . و ايضا فتيله از غبار آسيا و دقاق كندر و يبر به سركه و سفيدى بيضه مجرب شيخ الرئيس است و همچنين فتيله از زاج و كاغذ سوخته و قشار كندر و به آب بادروج و كذلك عصارهء به گلاب تر كرده در قلقطار و صبر آلوده و يا عصارهء در آب گندنا تر كرده نعناع خشك سوده پاشيده و يا عصارهء اسفنج و زفت گداخته در سركه تر كرده و يا عصارهء از نسج عنكبوت و قلقطار و زاج و اندكى زنگار به كار برند و بدون زنگار مجرب سرهندى است . و به قول صاحب كامل هر سه اجزاى اول مساوى باريك كوفته در سركه سرشته بر فتيلهء كتان طلا كرده در بينى نهند و يا فتيلهء پشم خرگوش در كندر و سركه به سفيدى بيضه سرشته باشند آلوده . و ايضا عصارهء زاج سوخته دو جزو افيون يك جزو در سركه آميخته و يا عصارهء پوست بيضه سوخته در سياهى مازو مخلوط كرده و عصارهء نورهء مغسول به سفيدى بيضه مجرب است و يا پهئكرى گلنار مازو صمغ عربى افيون سوده عصارهء كاغذ به سياهى آلوده دوا بر آن پاشيده در بينى گذارند و يا عصارهء از نسج عنكبوت و قلقطار محرق با سركه سرشته ساخته در بينى گذارند . و يا به قول قرشى افيون