تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
روا ندارند و حكيم شريف خان صاحب علاج طفلى كه عمرش قريب بست روز بود و در شبانه روز او را چند مرتبه صرع عارض ميشد بدين طريق فرمودند كه بعد تعليق نر و ما دل عود صليت يسحان كبود در گلوى او منضجات دادند و بعده تنقيه به مسهلات مع اعتنا به حال مرضعه مكرر نمودند بعد از آن حب معمولى كه مذكور شد دادند پس بداغ از مرجان ميان هر دو ابرو نمودند بعد داغ باز مسهلات دادند و حب مذكور استعمال فرمودند و در ميان هر مسهل چند منضج ميدادند تا آنكه صحت يافت و بعده صرع عود نكرد

ذكر ادويهء مفرده و مركبه كه نافع اين مرض است

اگر فاذ حيوانى در شير يا دوغ ساييده قدرى قليل از آن بدهند بالخاصيت در انواع اين مرض سود دارد و تعليق عود صليب و سنگ زبرجد و زبد البحر به قول جالينوس مارقسيشا و سرگين فاخته . و به قول رازى موى سگ و حجر الماس و فاوزهر معدنى و جلد شير مع شعر او و چوب اراك هر واحد در گلوى طفل مزيل صرع است . و گويند كه تعليق بلادريا ايناب ثعلب يا دندان گرگ يا لب بالاى كورموش يا فوه بر صبى مصروع نيز نافع و شربت شقايق كه از گل لاله بست مثقال جوشانيده صاف نموده با چهل مثقال قند سفيد به قوام آورده باشند بطفل نيم مثقال و بدايه دو مثقال خورانيدن نافع صرع اطفالست و كذا چند عدد كرنجوه بجامهء معصفر بسته در كلاه طفل آويختن و كذا دادن يك قيراط عود صليب به عرق باديان سوده كمال مفيد و مؤثرست و نهادن قدرى سداب و شبت زير و سادهء طفل مفيد و جندبيدستر مشك خون خرگوش خشك كرده موميائى اصيل‌ست نوبان مفرداً و مجموعاً استعمال كنند و يا برگ زقوم نصف عدد در طول برلو چراغ گرم كرده و آتش افشرده قرنفل يا فلفل گرد يا دارفلفل در آن ساييده بنوشانند و يا كرمى كه در درخت چك سينى مىباشد و آن را اكثر بطوطى ميخورانند در شير مادر حل كرده بنوشانند و كرم كاغذ كه به صورت ماهى و كوچك مىباشد همين تأثير دارد و همچنين كرمى كه بر ديوارهاى مكان مىباشد در جوف غلافى به صورت تخم خرپزه نافع است و قدرى جوب پيارانگا با فلفل سياه ساييده مفيد است و چكانيدن چند قطره خون گرم شپره در گوش و بينى و طلاى آن بر سر مؤثر تام‌ست و كذا خون اخيل كه بهندى لال گويند و بعضى كه اگر لال را بالاى سر طفل ذبح نمايند و خون آن را گرماگرم بر سر او بمالند با به خاصيت انواع اين مرض نافع است و عسل به آب ادرك ليسانند و جندبيدستر با پودينه و زيرهء سياه در آب ساييده بنوشانند يا ترياق اربعه بخورانند و خون گوش خر يا خرگوش در حلق چكانيدن قوزاً دفع مىكند و صعتر فارسى كندر كف دريا مصطكى سنبل الطيب در گلاب ساييده بر شكم ضماد كنند و سعوط ملخ درخت عشر خشك كرده با فلفل سياه مساوى ساييده فوراً نفع مىكند . و بعضى گويند كه اگر از خون كشف يعنى سنگ‌پشت و آرد جو و عسل هر سه مساوى به قدر فلفل حب ساخته يكى صبح و يك شام بخورانند دافع صرع اطفال است و پوست هليلهء زرد تربد موصوف پودينهء باغى مساوى كوفته بيخته در شيرا و يا در آب يا در عرقى گرم طفل يك ساله را يك ماشه و دو ساله را دو ماشه و على هذا حل كرده در حلق ريختن نافع ام الصبيان و دبهء اطفالست و اين دو مشهور بدواى نسوت و پودينه است و صعتر جندبيدستر زيرهء كرمانى مساوى ساييده سه حبه از آن در شير حل كرده در حلق طفل ريختن به قول بوعلى سينا اكثر صحت مىبخشد . و ايضا زنجبيل خردل كاشم نانخواه سوده در عرق گاو زبان حل كرده وجور ساختن مجرب است و جندبيدستر حلتيت باريك سوده به قدر چهار جو در شير مرضعه حل كرده طفل را در او شهر سه سوز و كذا در وسط شهر و آخر آن سعوط كنانند كه مجرب معتمد عليه‌ست . و بغدادى گويد كه سعوط پوست بندق هندى و تبخير بمغز او مزيل مريح الصبيانست . و ابن تلميذ دواء العنصل بشهد و قدرى سداب ساخته و در ازالهء مصرع صبيان تجربه كرده . و ابن نوح گويد كه عاقرقرحا سوده به عسل سرشته در سه روز لعقه دادن دافع صرعست سيمادر صبيان . و گويند كه اجود از آن فاوانيا است . و به قول رازى اگر شونيز به سركه ساييده در عسل آميخته بدهند براى صرع اطفال و امزجهء ضعيف بىنظيرست و اين دوا را حقير نشمرند كه مجرب بلاتخلف‌ست و ديگر دواهائى كه در صرع بزرگان مذكور شد در اينجا سودمند بود و باشد كه اين مرض بعد بلوغ خودبخود زائل شود . و گويند كه اگر قيصود سوده مولود را در ساعتى كه تولد كند بليسانند صرع عارض نشود .

اقوال اكابر :

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد صرعى كه آن را ام الصبيان نامند ميتواند بود كه نزديك بعضى ملبا از قبيل صرع صفراوى باشد و لهذا در علاج آن امر بتربد و ترطيب قوى بدن از ابزن و سعوطات باردهء رطبه و دوشيدن شير بر سر نموده‌اند . و اگر طفل باشد دايه را به نوشيدن چيزى كه شير او را سرد كند و به نشستن در خانهء سرد يا سردابهء خوش هوا امر ميكنند و مشابه‌ست كه اين نزديك ايشان صرع صبارائى يا مانيائى باشد و استعمال اين اسم نزديك محققين اطبا مشهور نيست . ايضاً او مينوسد كه معالجهء صرع صبيان به اين طريق كنند كه اصلاح غذاى مرضعه نمايند و مائل بحرارت لطيف گردانند با وجود جودت كيموس و مرضعه را از جميع اشيا كه مؤكذ شيرمائى يا فاسد يا غليظ باشد پرهيز كنانند و از جماع و حمل او را منع نمايند و طفل را از چيزى كه در آن معافصت و ازعاج باشد