تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كسىست كه در ناحيهء سر و قروع و اورام عارض شود و منخرين او سائل باشد چه دماغ را رطوبتى در اصل خلقت مىباشد حق او آن است كه پاك كرده شود پس گاهى در رحم پاك گردد و گاهى بعد ولادت تنقيه يابد با موزندكوره پس اگر پاك نشود از صرع رستگارى نباشد و اكثر صرع كه صبيان را بهم رسد علاجش خفيف بود و بعد بلوغ زائل شود . و اگر سوء تدبير و ترك علاج اعانت او نكند . و بعضى متأخرين مينويسند كه سبب آن در اكثر ريح غليظست كه در سر ايشان اجتماع يابد و قحف را متمدد گرداند به حدى كه در آن از هم جدا گردد كه چون انگشت بر آن موضع گذارند محسوس گردد و نيز اكثر سبب آن بخارات و فضول شير محتبس در بطون ايشانست كه صعود به دماغ نمايند و چون ردات دارند احداث اين علت مىنمايند پس اگر ردات آن كمتر بود و بتدابر لائقه اصلاح و شفا يابند و الا هلاك گردند علامت نوع قليل الردات قابل العلاج او آن است كه نوبتهاى آن دير دير مىآيد خصوص كه هر دفعه از دفعهء ديگر ديرتر و ضعيف‌تر آيد و علامت نوع مهلك كه مادهء آن بسيار ردى و ممتلى در جميع بطون دماغ باشد آن است كه زود زود آيد و هر دفعه از دفعهء ديگر زودتر واقع مىشود طفل بيهوش ميگردد و است و پاى مىپيچيد و كف به دهان مىآرد .

علاج :

در وقت حدوث اين حالت دست و پاى كودك را بگيرند و كف دست و پا بچيزهاى خشن بمالند و نگذارند كه اضطراب كند و بازو و رانها محكم بندند و جندبيدستر يا سداب يا شبت يا مرزنجوش ببويانند و جهت از آن تشنج روغن گل يا مسكه به آب نيم‌گرم آميخته بر بدن بمالند بعد ملاحظه نمايند آثار خلط غالب را اگر آثار غلبهء صفرا از حرارت ملمسن بدن و نفس و تشنگى و خشكى لب و تپ شديد محرقه ظاهر باشد حجامت ساقها با شرط نمايند و تليين طبيعت باستعمال مغز فلوس و ترنجبين و شيرخشت و امثال آن از اجزاى مسهل صفرا مثل گل بنفشه و خطمى و خبازى و شاهتره و تخم كاسنى و گل سرخ و عناب و عنب الثعلب و سناى مكى و هليله و شيافات لينه هميشه كنند و ترنجبين و شربت ليمو به مطبوخ گاو زبان و اصل السوس در اين نوع از مجربات صاحب شفاء الامقام و شير زنان بر سر دوشيدن و خرقه بدان آلوده بر تارك سر نهادن و در بينى چكانيدن و در جايگاه سرد داشتن نافع بود و از استعمال مسخنات و كذا مبردات مفرط احتراز نمايند و باقى تدابير مبرد و طب لائق مزاج اطفال از اشربه و اضمده و سعوطات و غيره هر چه در علاج امراض دماغى حار و صفراوى و صداع صفراوى و صرع صفراوى گذشت بايد كرد و ادويهء كه بالخاصيت در انواع اين مرض سود دارد به عمل آرند و مرضعه را غذاى خفيف دهند و اشياى بارد رطب استعمال كنانند تأثير او بارد گردد . و اگر آثار كثرت رطوبت و بلغم ظاهر بود و تپ و تشنگى نباشد و اين نوع اكثر افتد بعد از نضج به مسهل بلغم مكرر تنقيه كنند ليكن ادويهء قوى مثل غاريقون و تربد ندهند و عود صليب عاقرقرحا پوست بيخ كبر اصل السوس هر واحد يك‌دو سرخ مغز فلوس گلقند هر يك سه ماشه در عرق گل گاو زبان يا باديان جوش داده نوشانيدن نيز بطفل شيرخواره مفيد است و ديگر مطبوخات مسهله مثل گل سرخ و پر سياوشان و گاو زبان و عود صليب و بادرنجبويه و بيخ كاسنى و مويز منقى و سناى مكى از هر يك به قدر مناسب جوشانيده مغز فلوس ترنجبين شيرخشت به قدر حاجت ماليده صاف نموده روغن بادام قدرى بر آن چكانيده نيم‌گرم بخورانند . و اگر سرفه باشد اصل السوس عناب سپستان بيفزايند . و اگر عمل بدير نمايد مثافه استعمال كنند بيكى از شيافات مناسبه و بعضى دخال حب السلاطين قدرى در اين مطبوخ امر كرده‌اند . و ايضا نوشته‌اند كه خورانيدن جاوشير و حب السلاطين محلول در شير مرضعه و عصارهء ريوند با شير مرضعه نيز نافع است و نزد مؤلف استعمال چنين اشياى حاده در اطفال مناسب نيست . و اگر ضرورت قوى افتد بطفل توانا و در حالت كثرت غلبهء برودت جائز بود و ادويهء مسخنه مثل جندبيدستر و عود صليب و مشك اندك در شير مرضعه حل كرده بخورانند و بر شقيقه و ناخنها و كف دست و پاى و سر او بمالند و اين حب بعد تليين معمول است كندر جندبيدستر صبر هر سه برابر گرفته در آب باديان مثل خشخاش حب بسته از يك حب تا سه حب در شير مادر حل كرده بدهند . و اگر عود صليب مشك خالص عوض كندر و صبر داخل كنند در غلبهء برودت قدرى عود و جوزبوا افزايند و در عرق دارچينى حب به قدر مونگ سازند نيز مفيد بود و يا عود صليب يك ماشه جدوار شش سرخ جندبيدستر سه سرخ انيسون پنج سرخ دانهء مبل چهار سرخ صبر سقوطرى يك سرخ لسان العصافير سه سرخ فاذر هر حيوانى چهار سرخ و يا بدل آن زهر مهره و يا مشك خالص دو سرخ گرفته برابر دانهء مونگ حب ساخته يكى صبح و يك شام در شيردايه ساييده دهند و عرق صعتر مركب نيز مفيد است و جدوار نيم دانگ به شير مادر سوده چند نوبت خورانيدن به غايت مجرب است و در تواتر نوبت صرع يا امتداد و نوبت آن دست و پا بستن و محاجم بر آن نهادن و خردل ساييده بر كف پاى ماليدن نيز مفيد بود و همچنين ماليدن جندبيدستر اندرون گوش و سوراخ بينى و كف دست و پاى و دادن پنيرمايهء خرگوش از نيم دانگ تا يك دانگ به آب حل كرده فائدهء تمام دارد . و اگر عود كند از جمله تدابير مجربه اينست كه دانه مراجا به آتش سرخ كرده ميان دو ابرو و بر پيشانى داغ نهند خصوص هنگام نوبت كه از سوزش آن فىالفور افاقه رد ميدهد و باز عود نميكند و بعضى با پشك گوسفند هم داغ ميكنند و قبض طبيعت
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )