پيش از فصد منضج ندهند ماده سودا به سبب كثرت يبوست در فصد برنمىآيد و در اين صورت بعد منضج فصد كنند و فصد در ابتدا براى تقليل ماده مىكنند تا استعداد تنقيه به ادويه حاره بهم رسد .
ايضاً مسهل بى منضج ممكن نيست و در حالت منضج اكثر سوزش بهم ميرسد لهذا فصد اول ضرور است و الا ادويه حاره باعث ازدياد احتراق مىگردد چون در بعضى جا ماده عروق بى فصد اخراج نمىيابد و مسهل هر چند كه قوى باشد كفايت نمىكند در اين صورت دفع ماده عروق بعد مسهلات فصد ثانى ميكنند .
و علاوه از اين گاهى زاويه حاده مسهل گونه احتراق در خون بهم ميرسد از فصد ثانى زائل مىگردد .
و بعده اگر يبوست دماغ و كم خوابى بهم رسد از تبريدات و سعوطات زائل مىشود .
و بايد كه ملاحظه نمايند رنگ خون را در حال فصد هر عرقى كه فصد آن كنند اگر سياه برآيد دلالت مىكند بر آنكه ماده محترقه انبساط و انتشار در بدن نموده با تمكن آن در دماغ .
و اگر احمر قانى يعنى سرخ خائص الحمرت باشد دلالت مىنمايد كه ماده در عروق دماغ است و در بدن منبسط نگشته در اين حالت بايد كه فصد رگ پيشانى نمايند .
و در مقدار برآوردن خون از فصد به قول صاحب كامل در صورت سياهى رنگ خون مبلغى وافر از آن برآرند .
و اگر احمر قانى باشد مقدارى اندك كفايت بود .
و اگر احمر ناصع باشد فى الفور بند كنند .
و شيخ مىفرمايد كه اگر در فصد خون رقيق آيد و دلائل ديگر بر غلبه دم دلالت نمايند بايد كه به زودى بند نكنند زيرا كه بيشتر در ابتدا از فصد خون رقيق برمى آيد و بعد از آن غليظ خصوصاً كه فصد ضيق گشوده باشند از اين جهت واجب است كه فصد وسيع كنند تا خون غليظ در وى محتبس نماند و شر و فساد نيفزايد .
و بعد از فصد مبردات و مرطبات مقوى قلب و دماغ و اغذيه بارده رطبه جيد الكيموس چند روز تا يك هفته و زياده از آن بخورانند و باز اگر محتاج به فصد گردد و قوت قوى باشد فصد اكحل نمايند و بعد از آن منضجات بدهند و در هر ماه استفراغ ماده به حبوب و ايارجات بايد و تنقيه بكرات نمايند مهلت داده تا هم ماده بتمامه برآيد و هم قوت ساقط نگردد .
غرض كه تنقيه سودا به كرات بلاملالت بايد كرد اگر حصول صحت بطى باشد ليكن نه به ادويه قوى الحرارت و اليبس كه در آن خوف احتراق است و از بهترين منقيات كه اصحاب ماليخوليا در صورت احتياج استفراغ بدان محتاجاند ماء الجبن است و در ميان مسهلات كه هنوز دادن مسهل ديگر منظور بود مقويات معده بايد داد ليكن آن مقوى با تليين باشد و گرنه اعضا در دفع قصور و بخل خواهند كرد چنانچه آمله مربى و هليله مربى و اطريفلات و دواء المسك و غيره معمول است و بعضى باديان و گلقند مىدهند و بعد فراغت از مسهلات مقويات قابضه مطلقاً مضائقه ندارد .
و اگر ضعف معده نبود و در آن ماده موجب علت باشد قى از آبى كه در آن ادويه مقيه جوشانيده باشند مناسب بود .
و بدانند كه در سودائى كه از احتراق خلطى حادث مىشود بعضى از علامات آن خلط كه از احتراق آن سودا حادث شده نيز مىباشد پس در منضج و مسهل آن ادويه مخصوصه آن خلط نيز مىبايد و بجميع وجوه رعايت آن خلط نمايند و اين قاعده در جميع امراض سوداوى كه از احتراق اخلاط باشند ياد دارند .
و ايضا در جميع احوال از رعايت قلب و تقويت آن به مفرحات و مبدلات غافل نباشند زيرا كه به قول شيخ ماليخوليا بدون شركت قلب نمىباشد و دواء المسك با عرق گاو زبان و بادرنجبويه علاج فاضل است و آنجا كه سبب مرض احتباس در درد معتاد از حيض يا بواسير و غيره باشد ادرار آن كنند .
و از اصحاب ماليخوليا كسى كه در بدن او سودا متحرك باشد آن قابل تر براى علاج است از شخصى كه سوداى او چنين نباشد و كسى كه سودا در آن متحرك بود آن است كه سوداى او در قى و براز و بول و در جلد بهق و كلف و قروح و جرب و دوالى و داء الفيل و سيلان خون از مقعد و مانند آن ظاهر شود و اين همه دليل قابليت تميز سودا از خون و علامت خير است .
و اگر بعضى را به سبب يبس مزاج بعد اسهال و استفراغ تشنج عارض شود در آب نيم گرم نشانند و نان منقوع در جلاب و اندكى شراب بخورانند و آب ممزوج بنوشانند و پس از آن خواب كنند و بعده حمام نمايند و بعد خروج از حمام غذا دهند .
مؤلف اقتباس گويد كه اگر ماليخوليا از سوء مزاج ساذج باشد به تعديل مزاج متوجه شوند بمبالغه و دوام ترطيب بخورانيدن اغذيه و اشربه و فواكه ترىافزا و مفرحات بارده و معتدله همراه عرق شير ساده و عرق كافور علوى خان و شراب ابيض ممزوج به آب شبينه در اين باب اثرى عظيم دارد و نقل كردن از هواى گرم بهواى سرد و تر و حذر نمودن از آنچه خشكى افزايد و در اين علاج تعجيل توان كرد بلكه اصلاح هميشه و متصل به تدريج بايد نمود و در فربه كردن بدن كوشند و همواره سر و كف پا و دست را بر روغن بنفشه بادامى و خشخاش و كدو و كاهو چرب دارند و همچنين ناف و خصيه را و اندكى از اينها در بينى و گوش چكانند و همچنين شير بز و خر و دختر .
و ايضا ورق اليه دنبه تازه بر كف پاها بستن و بعد يك ساعت نجومى تجديد نمودن در شبانه روز ده دوازده بار .
و اما در مادى با وجود تدبير مذكور تنقيه معتدله زود زود مناسب خلط غالب به ملينات بارده و مسهلات خفيف سريع الحركه مانند ماء الجبن بسكنجبين افتيمونى علوىخانى بايد كرد و مىبايد كه وقت شب حب لاجورد خورانند ليكن افضل آن است كه نخست فصد صافن كنند و يا باسليق از احتراق هر خلطى كه باشد و بعد از انفراغ ماء الجبن و حصول تنقيه تام تعديل مزاج كنند بخميرهء صندل ترش رازى و خميره مرواريد و خميره ابريشم علوى خان همراه عرق سيب و زردك و عرق شير مركب .
و اما آنجا كه ورم كبد و يا معده و يا رحم و يا به آب كبد و يا ماساريقا باشد علاج اورام كافى بود مع تقويت قلب و دماغ چنانچه در امراض مذكوره بيايد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٩٣