تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و ادرار و عرق و فصد و حجامت و ارسال علق و رعاف و بواسير و حيض و منى و غيره نيز مؤكداند .

علاج كلى اقسام ماليخوليا

بدان كه مبادرت به علاج اين مرض قبل از استحكام واجب است زيرا كه معالجه اين در ابتدا سهل است خصوصاً كه صاحب آن مطيع طبيب باشد و در انتها مشكل بود خصوصا كه مطيع نباشد . و به‌هرحال از براى صاحب اين مرض تفريح و انبساط و استراحت و تقويت قلب و دماغ و تنويم نافع ترين اشيا است . و ترطيب هواى خانه و ريختن رياحين عطريه در خانه و پوشيدن لباسهاى سفيد و فرش سفيد و بويانيدن لخالخ و ادهان و روائح طيبه و خورانيدن اغذيه مرطبه جيد الغذا و مرفحه مصفى خون به مقدار هضم و قوت معده و تدبير فربه كردن به اغذيه موافقه و بردن به حمام معتدل الهوا پيش از غذا و ريختن آب نيم گرم بر سر بهترين تدابير است و بعد خروج از حمام اگر قدرى تشنگى باشد اندكى آب نوشيدن باكى ندارد . و دلك مخضب كه براى حفظ صحت ميكنند استعمال نمايند . و اعتنا بترطيب سعوطاً و شرباً و وضعاً حتى الامكان از تسخين زياده بايد نمود و ماء الجبن نعم المرطب است و كذا دوشيدن بر سر و طلاى پيه ماكيان نيم گرم عجيب است و مشغول داشتن به طرب و سماع و لهو علاجى تام است و پيوسته جمعى از دوستان محتشم با وى ملازم باشند و از كثرت جماع و تغريق بسيار و حركت شديد و غضب و فكر و حزن و پوشيدن لباس سياه و نظر كردن به سوى سياهى و تاريكى و نشستن در مكان تنگ و تاريك و از اغذيه كه سودا را زياد كند مانند عدس و كرنب و بادمجان و شبت و حلبه و گندنا و سير و پياز و خردل و باقلا و گوشت خشك و شراب غليظ و نو و از اشياى حريف و ماله و شديد الحموضت و گوشت گاو و اسپ و شتر و صيدهاى دشتى و كوهى و ماهى بزرگ و نمك سود و پنير خشك و ترب و نان سبوس دار اجتناب ضرور است . بلكه واجب است كه چرب و شيرين يا تفه لذيذ تناول كنند به قدرى كه چرب موجب تدخين و شيرين مستحيل به صفرا نگردد كه اين بايشان مضر است و كذا از اكثار روغن زرد به سبب قبول او تدخين را به سرعت پرهيز نمايند و البان و ادمغه در اكثر اقسام مفيد بود الا در مراقى و چيزى كه در آن قبض و عفوضت باشد و يا بالفعل گرم و سرد بود و چيزهاى سياه حتى كه خرقه غير مقشر هم در اين علت مضر باشد و فراغ و تنهايى و تعب و رياضت و مصابرت بر جوع و عطش نيز ضرر دارد و كذا سائر تدابير مسخن مجفف جهت آنكه عروض اين مرض از يبس است . و چون اراده‌ى تنويم اين كنند آب طبيخ خشخاش و بابونه و اقحوان بر سر ريزند كه خواب اوفق علاج ايشان است و تدارك مضرت خشخاش كه مخدر حس و مضعف روح و مانع ابخره به تسديد مسام است به آميختن مثل بابونه و اكليل در نطولات بايد كرد . بالجمله قانون علاج ماليخوليا آن است كه مبالغه در ترطيب نمايند و مع ذلك در استفراغ سودا قصور نكنند . و هرگاه فساد طعام خصوصاً ترشى دهن و آروغ ترش معلوم شود قى كنانند و جوارشات مقوى فم معده خورانند و از ادخال طعام بالاى طعام فاسد پرحذر باشند . و اگر ماده‌ى سوداوى متمكن در دماغ بود پس سه چيز در علاج مرعى دارند : اول استقراغ ماده و آن گاهى به حقنه‌ها و بقى بود مگر كسى كه معده‌ى او ضعيف باشد آن را در اين مرض قى البته نشايد در مراقى نيز . دوم همراه استفراغ ترطيب از نطولات و ادهان حاره و در آن مثل بابونه و شبت و اكليل الملك و اسل السوس داخل كنند تا خلط به تحليل تنها بدون تليين در آن و كذا به مرطب تنها بدون تحليل در آن غليظ نگردد . و اگر سودا بعيد از حرارت باشد شيح و برگ غار و پودينه به مرطبات زياده كردن باكى ندارد و استعمال اغذيه‌ى مولد خون محمود مثل ماهى رضراضى و لحوم خفيفه و در بعض اوقات شراب ابيض ممزوج غير كهنه قوى . سوم تقويت قلب اگر مزاج بارد باشد به مفرحات حاره . و اگر مائل به حرارت باشد به مفرحات معتدله . و اگر شديد الحرارت بود به مفرحات بارده غير مفرط البرد و حال مزاج از نبض دريافت نمايند . و چون عروغ ممتلى باشند و سودا دموى بود فصد هفت اندام گشايند بلكه در هر حال واجب است كه ابتدا به فصد كنند مگر آنجا كه خوف سقوط قوت باشد يا مواد قليل تنها در دماغ باشد يا يبس بر مزاج مستولى بود و رگ صاحب اين مرض وسيع بايد زد تا مواد غليظ هم مندفع گردد و بعد از آن ملاحظه نمايند كه كدام جانب سر ثقيل‌تر است پس در هر جانب سر كه احساس ثقل نمايند از همان طرف فصد باسليق كشايند و نزد كثرت و عموم ماده و ثقل هر دو جانب از سر اكثر محتاج به فصد باسليقين از هر دو جانب مىشوند . و گويند كه اگر رگ اكحل ظاهر نبود فصد سر رو كشايند و خون به قدر قوت و طاقت اخراج نمايند مگر در صورت ضعف بسيار و قلت مواد و استيلاى يبس گرفتن خون بسيار ممنوع و مضر و باعث ضعف و يبس و هلاك است و فصد صافن اولى از فصد قيفال است براى جذب ماده به سوى مكان بعيدتر خصوصاً در زنان جهت آنكه اكثر ايشان را به مشاركت رحم و فصد صافن ادرار حيض مىنمايد . و اگر خون كم و محتقن به دماغ باشد حجامت ميان هر دو شانه بهتر از فصد است . و مسيحى گويد كه اگر اين علت از سودا در سر تنها باشد فصد رگ پيشانى كنند . و اگر از خلط سوداوى در جميع بدن باشد فصد قيفال كشايند . و مخفى نماند كه در بعض مواضع اگر در ماده احتراقى