از گرفتن شير چند روز و همچنين هنگام استعمال ماء الجبن خوراك بز از عنب الثعلب سبز و شاهتره و گشنيز تازه و باديان سبز و جو سبز و كاسنى و خرفه و بقولات بارده و برگ سپستان و كنار مقرر بايد كرد دانه او جو نيم كوفته و گاه گاهى براى تحليل قدرى باديان در آن انداخته بدهند و احتياط كنند كه از زيادتى خورش او به سبب سوء هضم شير او فاسد نگردد .
و گاه گاه بز را رياضت و حركت مىداده باشند كه رياضت موجب تحليل غذاى او شود پس شير تازه دوشيده در ظرف نقره يا مس قلعى دار يا سنگين يا سفالين كرده بر آتش ملائم دو سه جوش دهند و در وقت دوشيدن شير پهلوى آن ظرف را از پارچه يا اسفنج در آب تر كرده همىمالند تا مانع سوختن شير باشد و در كمال جوش سكنجبين بسيار ترش يا سركه انگورى يا آب ليمو يا آب غوره به قدر يك توله يا زياده از آن اندازند و از چوب تر انجير كه سرش چهار پاره كرده باشند حركت دهند كه شير بريده شود پس ظرف را از آتش فرود آورده نيم گرم از پارچه صافى سه ته بگذرانند اگر آب كبود برايد بهتر و الا قدرى نمك انداخته باز يك دو جوش دهند تا كف كند كفها دور كرده صاف نموده شربت نيلوفر يا هر چه مناسب غرض بود داخل نموده بنوشانند .
و اگر خواهند كه دهنيت در ماء الجبن كمتر آيد شير را بعد پاره شدن بگذارند كه خوب سرد شود و اجزاى دهنيه منجمد گردد و همراه آب كمتر آيد .
و لهذا رازى گفته كه شير بريده را تمام شب بدارند .
و اگر هوا گرم باشد ظرف آن را در آب سرد گذارند و صبح صاف كرده به كار برند از هفت توله شروع كنند و يك يك توله يا دو دو توله هر روز زياده نموده تا يك نيم رطل رسانند و تا سه روز بر همين قدر دارند بعد از آن به دستور هر روز كم نمايند تا به مقدار روز اول رسيده بعد سه روز ترك كنند .
و دادن ماء الجبن چهل روز يا زياده يا كم و همچنين كم و زياده از يك نيم رطل موقوف بر رأى طبيب است حسب شدت و خفت مرض و ضعف و قوت مريض به عمل آرند .
و گويند كه ادنى شربت او هفتاد درم است و شربت متوسط يك رطل .
و اگر مزاج قوى باشد تا سه رطل نيز جائز داشتهاند .
اما اگر ماء الجبن به ادويه مسهله ممزوج كرده دهند بايد كه كثير المقدار ندهند بهر خوف افراط عمل مسهل و در روز هشتم و دهم و دوازدهم سفوف سودا يا لاجورد و غيره مخرج مواد سوداوى همراه ماء الجبن مىداده باشند و در صورت كثرت ماده مغز فلوس ترنجبين شيرخشت همراه او در ايام مذكوره افزوده مىشود و يا بعد هر سه روز يا چهار روز يا هفته تنقيه بدن به سفوف لاجورد يا حب آن نموده باشند .
و اگر مريض ضعيف بود و حاجت تنقيه باشد بعد فراغ ماء الجبن مسهل دهند و گاهى براى مفلسان صرف هليله سياه سه ماشه نمك سياه يك ماشه با ماء الجبن ساده مىدهند و روز دوم مسهل مقويات قلب و دماغ و معده مثل آملهء مربى و هليلهء مربى و اطريفلات بشيرجات و لعابات مناسبه بدهند .
بالجمله اگر حاجت تنقيه باشد پيش از شروع ماء الجبن تنقيه نمايند و بعد از يك هفته اگر ضرورت باشد بعد چهار روز از مسهل ماء الجبن شروع كنند و در ايام مذكوره سفوفات و شربت مخرج سودا و حب افتيمون و غيره بدهند و سفوف چوب گز در نارفارسى و جرب و سعفه همراه ماء الجبن خوردن نيز خيلى سودمند است .
و اگر به حسب اتفاق پيش از شروع ماء الجبن تنقيه تام نشد در ميان يا تنقيه در اثناى خوردن ماء الجبن مناسب نمايد در ايام مسطوره مسهل مغز فلوس و شيرخشت و ترنجبين و غيره ادويه مناسب با ماء الجبن بدهند بعد از آن سفوف و حب و شربت اگر حاجت افتد به كار برند .
و گاهى براى تليين تنها شيرخشت و ترنجبين استعمال كرده مىشود .
و اگر مزاج مقتضى باشد و تحليل رياح منظور بود گلقند ماليده صاف نموده بدهند .
و هر گاه جهت امراض سوداوى غير حاره مستعمل بود بايد كه سكنجبين افتيمونى يا شربت آن چهار توله داخل كنند .
و اگر مناسب دانند سفوف سودا دو مثقال هر روز با ماء الجبن مىداده باشند .
و اگر افتيمون و تمر هندى مساوى در ماء الجبن خيسانيده بنوشند در اسهال سودا بى عديل نوشته .
و در امراض صفراوى سكنجبين بارد و معتدل داخل ماء الجبن بايد كرد .
جالينوس گويد كه اگر ده درم حب القرطم كوفته بيخته در ماء الجبن آميزند اسهال قوى آرد و آنجا كه در بعضى امزجه حاره يابسه ماء الجبن براى تبريد و تسكين حرارت و هيجان اخلاط حاره استعمال كنند اگر از اشربه و سفوفات و حبوب مذكوره به مريض بدهند باعث ضرر گردد .
و اگر صرف ماء الجبن همراه شربت نيلوفر و انار و خميره مرواريد و امثال آن از ادويه مقويه دهند مفيد افتد و فوائد عظيمه مشاهده شود .
و هرگاه مقدار ماء الجبن زياده گردد آن را دو سه حصه كنند و در دو سه دفعه بنوشند و ميان هر دفعه فاصله كم از يك ساعت نباشد و بعضى فاصله نيم ساعت كافى دانستهاند و بعد خوردن هر حصه مشى معتدل لازم دانند و بعضى مقدار آن صد قدم معين كردهاند و بعضى چهل قدم و بايد كه نيم گرم بنوشند و بعد چهار پنج ساعت غذا بخورند .
و از غذا آش جو يا شوربا با خشكه يا بنان روه و يا شله و يا يخنى پلاو مناسب بود و برنج را بايد كه در آب سبوس گندم يا باديان تر كنند پس شسته بپزند تا سده و لزوجت نيارد .
و اگر نان در اثناى شرب ماء الجبن نخورند بهتر باشد و به حسب ضرورت غير از روز مسهل نان روه كه ميدهء او دور كرده باشند خميرى در تنور يا فرن پخته بشوربا تر كرده خوردن روا است و احسن آنكه روزى كه مسهل با ماء الجبن دهند آن روز و يك روز پيش از آن غذاى ملائم دهند و روز مسهل نخوداب البته بايد داد .
و در ايام نوشيدن ماء الجبن اجتناب از لبنيات و مغلظات و منجرات و حلويات و حموضات شديد و از بقولات لازم دانند و احتراز از جماع و جميل حركات متعبه و عوارض نفسانى واجب شمارند و در تفريح
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٩٥