پس زوال مرض به تقويت اعضاى رئيسه نمودن به تدبير مناسب .
و بدانند كه در زوال همه انواع ماليخوليا جماع كردن خصوص با محبوب خوب صورت اثرى عظيم دارد بنا بر كشيدن ماده از دماغ و دفع بعض بخارات ردى و كدر و سوخته و مشغول شدن طبيعت به مرغوب و فراموشكردن مرض ليكن افراط نكنند تا خشكى نيفزايد و با غير مرغوب اصلا نكنند كه در مرض افزايد .
و جماع بعد خوردن طعام و شراب كنند كه شروع به هضم اول باشد و بر خلو معده هرگز مرتكب اين امر نشوند و خواب كردن بعد جماع و بعد از خوردن چيزهاى ترىافزا به غايت مفيد است بنا بر سعوط بخارات رطب به دماغ .
و همچنين مالش دست و پا و حركت معتدل و پايها فرو آويخته نشستن جهت جذب ماده و در حمام به آب سرد غسل كردن و سر به آب سرد فروبردن و تا دير در آن چشم گشاده داشتن در زوال اين مرض اثرى عظيم دارد .
و همچنين سرو سينه و كف دست و پا را سرد داشتن .
و كذا نرم و چرب و گرم داشتند پشت و پس سر كه منبت اعصاب است به مثل روغن بادام شيرين و هسته زردآلو و بستن حناى سبز با برگ گشنيز برابر بر كف دست و پاى و اندكى بر تارك سر گذاشتن بسى مفيد است .
و چند اشخاص را ديدم كه صعود بخارات از نر انگشت پاى به دماغ ايشان مورث ماليخوليا گشته و از تنقيه و تعديل هيچ فائده نشد و من گوشت بچه بز شش ماهه به روغن ماده گاو پخته بنان خشكار چند روز متواتر صبح و شام خورانيدم و به جاى آب گلاب كهنه و عرق گاو زبان ساده نوشانيدم و در مدت دو هفته صحت يافتند به خاصيت آن نه به طبيعت و از مجربات است .
شيخ و شارح قانون مىنويسند كه اگر ماليخوليا از سوء مزاج ساذج بارد و يابس باشد بايد كه بتسخين قلب به مفرحات گرم و دواء المسك و ترياق و مثروديطوس و مانند مشغول شوند و معالجه سر بدانچه در باب رعونت و حمق مذكور شد و از مسخنات كه با تسخين و رطب باشند بايد كرد .
و ماليخوياى قوى حادث از سوء مزاج ساذج عقب مرض حار ديگر عارض مىشود و علاجش سهل بود حتى كه آن به نطولات زائل مىگردد .
و اگر مرض حار هنوز باقى بود اين علامت موت است چنانچه سابق مذكور شد و از تدابير منجعه در به آب ماليخوليا نقل مريض از بلدى كه در آن ساكن بود و از صناعتى كه كرده باشد و از آبى كه معتاد شرب آن بود به سوى افضل اين همه هست .
مسيحى گويد كه گاهى ماليخوليا عقب سرسام يا سهر طويل يا سير در آفتاب يا ضربه واقع بر سر يا اغذيه و ادويهى حاره حريفه كه بكثرت استعمال كنند حادث مىشود و علاجش ترطيب سر است به نطولات مرطبه و استعمال سعوط به روغن بنفشه و نيلوفر و تناول تخم خيار و بادام شيرين و خشخاش سفيد و دوشيدن شير بر سر .
جرجانى گويد بسيار باشد كه از پس بيماريهاى گرم نوع ماليخوليا پديد آيد و هر كه اندر آن بيمارى تنقيه بدن كرده باشد و تدابير صواب به عمل آورده باشد آن ماليخوليا را قوتى و مددى نباشد نطول و ضماد و شموم رطب در آن كفايت باشد .
طريق ماء الجبن كه به فارسى آب پنير گويند :
بدان كه در ماء الجبن رطوبت بسيار است و گرمى به اعتدال لهذا مقصود بالذات از استعمال او ترطيب است اگر چه منافع ديگر بالعرض نيز دارد چنانچه مسطور گردد .
و متفقاند حكما و مقراند اطبا كه ماء الجبن بهترين دوا است براى امراض سوداوى و مفتح و جالى و مسكن و مطفى و مصلح اخلاط محترقه و مدر و به سهولت اسهال كند و در آن قوتى است كه با وجود قلت حدت به عضو مقصود جارى و سارى گردد و به سبب دسومت ازلاق مواد و تمليس اخلاط حاده و تليين مجرا و ارخاى اعضا مىكند و با وصف اسهال قوت انضاج هم دارد و فضله آن كه در بدن باقى مىماند اذيت به بدن نمىرساند بلكه اكثر اوقات غذاى بدن مىشود و با وصف اخراج مواد كثيف و محترق يبوست در بدن نمىآرد بلكه ترطيب مىدهد و اين خواص در ديگر مسهلات نيست و هر قدر كه ماء الجبن رقيق تر اسهال او بيشتر و هر قدر كه ثخين تر ترطيب آن زياده تر .
بالجمله نافع ترين مسهلات است و با وجود اسهال غذاى بدن مىشود و در امراض حاده و سوداويه و التهاب و ماليخوليا و نحافت بدن و حرارت جگر و تفتيح سدد و كبد و طحال و دفع يرقان و شقيقه و ظلمت بصر و انصباب مواد به سوى چشم و پلك و حرقت بول و ضعف گرده و حصاه آن و مثانه و ضعف مثانه و قروح آن و ديگر قروح حديثه و قديمهء بدن و آتشك و جرب و حكه و كلف و شرى و ماشرا و جذام و داء الفيل مستعمل مىشود .
و هرگاه در قروح مثانه و مجارى بول استعمال كنند نمك در آن داخل نكنند بلكه ترشى نيز .
و بهترين ماء الجبن براى مرض ماليخوليا از شير بز است چرا كه در دهنيت و مائيت و جبنيت معتدل است و در شير ماده گاو دهنيت بسيار است و در شير ميش جبنيت افزون تر و در شير شتر و خر مائيت غالبتر است و بنا بر ضرورت اگر شير بز بهم نرسد از شير گاو بسازند .
و گويند كه ماء الجبن شير گاو و اسب ماده به جهت ماليخولياى مراقى نافع است و ماء الجبن شير بز براى محرورين صالحتر است و ردى تر ماء الجبن آن كه از شير خر باشد .
و ماء الجبن شير شتر به جهت سدد و استسقا و كلف مناسب است و بهترين فصل استعمال ماء الجبن زمان معتدل در حرارت و برودت بود .
و بايد كه بگيرند بز جوان يك رنگ اگر سرخ باشد بهتر و الا سياه رنگ و قليل السواد و صحيح البدن بىعيب كه زياده از دو بچه نزائيده باشد و چهل روز از زائيدن او گذشته باشد و از سه چهار ماه تجاوز نكرده و پيش
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٩٤