مريض كوشند و براى تقويت و اصلاح مزاج مفرحات و يا قوتىهاى مناسبه آخر روز استعمال و چونكه در بعض امزجه به سبب رطوبت ضعف معده مىآرد پس از تدبير آن هم غافل نباشند باستعمال جوارشات مقوى معده مثل جوارش عنبر و آمله و مرباى آمله و هليله .
و اگر در ميان استعمال ماء الجبن سرفه عارض شود سه پهرو يا قوذا يا خميره خشخاش بدهند .
و بدانند كه اگر كسى را نزله و عوارض ديگر مانع بريدن شير از سركه و پس از پنير مايه يا چسته يا قرطم مرتب سازند .
طريق ساختن ماء الجبن از پنير مايه اين است كه شير را بجوشانند اگر دو رطل شير باشد پنير مايه نيم درم كه كهنه نباشد حل كنند و بعد از آن شير را حركت دهند و از آتش فرو گيرند و بگذرند كه سرد شود و پس در پارچه دوته بياويزند كه تقاطر كند در ظرف چينى و مانند آن و بى آنكه باز بجوشانند يا نمك آميزند بنوشند و اين نوع ماء الجبن در تبريد و ترطيب نيز ابلغ است خاصه اگر با شربه موافقه دهند در ابتدا طبع نرم ميكنند و بعد تمادى ايام بتمامه صرف غذاى بدن مىشود و اسهال نمىآرد و فربه مىسازد خصوص كسانى را كه فاسد الدم باشند دو دليل فساد دم آنكه با وجود كثرت غذاى جيد بدن فربه نشود و اين طريق صاحب كامل ذكر كرده .
و قلانسى از ثابت بن قره نقل كرده كه بعد حل كردن پنير مايه تازه بچه بز درد و رطل شير بگذارند تا شير بسته شود پس آن را در طول از كارو قطع و نمك سفيد دو دانگ باريك سوده بر آن پاشند تا آب از آن جدا شود پس در كرباس آويزند و آب صاف او بگيرند و سه اوقيه سكنجبين و باز بر آتش نهند تا قريب به جوش زدن آيد و حركات همىدهند پس مكرر صاف كرده با هر چه مناسب حال بود بدهند و قول امين الدوله ابن تلميذ قريب اين است و اين به سبب امتزاج سكنجبين نزله را موفق نبود .
و طريق ساختن او از چسته اين است كه چسته بز را نمك شسته صاف نموده خشك كرده نگاه دارند و شير دهند و قدرى چسته را سائيده در شير اندازند و بگذارند كه شير منجمد شود و بعد از آن از كارد قطعه قطعه كنند و نمك اندازند و در صافى دوته كرده جائى بياويزند تا ازو مىبچكد بعد از آن صبح آن آب را بحوشانند و كف گرفته صاف نموده بخورند .
و طريق ساختن ماء الجبن از مغز قرطم آن است كه بگيرند مغز حب قرطم دو اوقيه و نرم كوفته در دو رطل شير به حالت جوش بيندازند و به چوب انجير همىجنبانند تا شير بريده شود و پس فرود آورده بگذارند كه سرد شود سپس در پارچه دوته انداخته بياويزند و آبى كه بچكده چينى بگيرند بعد از آن نمك قدرى انداخته جوشانيده كف گرفته صاف نمايند و به ادويه مناسب بخورند .
و طريق ديگر معمول حكيم وارث على خان صاحب براى شديد اين است كه بگيرند بز يكرنگ و ده دوازده روز تعليف او به دستور سابق نموده شير او بگيرند و جوش داده شب در ظرف نوگلى جغرات بندند و صبح در پارچه بياويزند و زير آن ظرفى بدارند تا همه آب كبود او در ظرف بچكد پس آب مذكور گرفته سكنجبين افتيمونى در آن حل كرده بنوشند و به دستور بيفزايد و بكاهند و در ايام مسهل سفوفات مسهله و ديگر مسهلات مناسبه حسب حاجت در اين آب داده باشند .
و ايضا آب مذكور فقط يا با سكنجبين مسطور بر بدن ماليدن سختى و گندگى جلد است كه بعضى را در امراض جلدى سوداوى عارض مىشود .
دستور ساختن انفحه يعنى پنير مايه كه در ماء الجبن به كار آيد به طريقى كه در بياض والد ماجد غفر الله له مرقوم است بگيرند گوسفند يا بز كه پنچ شش روز از زائيدنش گذشته باشد و از شام بچه آن را شير ندهند صبح هر گاه به سبب خلو شكم بيقرار گردد آن زمان شير دهند به طورى كه آن بچه را در آغوش بگيرند و بعد از آن گرديدن ندهند و ذبح نموده شيردان آن را برآورده سرش از رشته محكم بسته در طشت گذارند و آب بسيار سرد بر آن ريزند چندان كه طشت لبريز شود پس يك دو گهرى توقف كنند تا شير بسته شود و بعده از آب برآورده زير شيروان سوزن بسيار خلانيد و بياويزند تا همه آب از آن بچكد و خشك گردد و پس در ماء الجبن به كار برند .
صفت سفوف سودا كه در امراض سودا اوى همراه ماء الجبن معمول است سناى مكى افتيون هر واحد يك درم اسطوخودوس دو درم غاريقون نرم سفيد لاجورد مغسول هليله سياه بادرنجبويه هر يك سه درم گل سرخ چهار درم تربد سفيد مجوف خراشيده پوست هليله كابلى هليله زرد بسفائج فستقى ريوند چينى هر يك سفوف سازند شربت از يك مثقال تا چهار مثقال .
و آنجا كه يبوست بسيار باشد بنفشه مغز بادام هر يك پنج درم داخل كنند و وزن بادرنجبويه و ريوند بكاهند .
نوع ديگر نمك نفطى لاجورد مغسول هر واحد يك درم غاريقون سه درم بسفائج فستقى گاو زبان گل گاو زبان افتيمون اسطوخودوس هر يك چهار درم پوست هليله كابلى هليله سياه هر يك پنج درم و گاهى تربد سه درم اضافه كرده مىشود كوفته بيخته دو مثقال بخورانند .
صفت سفوف لاجورد مستعمل با ماء الجبن براى دفع مواد سوداوى حجر ارمنى مغسول لاجورد مغسول هليله سياه هر واحد دو ماشه پوست هليله كابلى پوست هليله زرد هر يك چهار ماشه افتيمون بسفائج هر يك هفت ماشه سناى مكى گل بنفشه هر واحد پنچ ماشه تخم شاهتره شش ماشه تخم بادرنجبويه سه ماشه كوفته بيخته
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٩٦