تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
- يعنى رطوبت مضرّ غير مفيد - بر بدن غلبه مىكند .

صائم :

رجوع شود به ذيل « روده‌هاى باريك » .

صديد :

زردآب . رطوبتى سيال است كه گوشت فاسد شده به آن تبديل مىشود .

صفاق :

پرده‌يى كه تمام احشاء از معده و امعاء و كبد و طحال و كليه‌ها را مىپوشاند و از فم معده شروع مىشود .

صفراى زنجارى :

نوعى از صفراى ناطبيعى است كه از سوختن صفرا و سپس اختلاط با « مرّه » ايجاد مىشود و داراى سميت است . رجوع شود به « مرّه » .

صفراء :

رجوع شود به « خلط » .

ضماد :

روشى از مصرف ادويه است كه آن‌ها را با مايعى - كه اين مايع بر حسب نوع بيمارى فرق مىكند و در هرجا بيان شده است - مخلوط كرده و خميرمانند بر روى عضو مىنهند .

ضمور :

لاغرى .

طبيخ :

داروئى كه با آب مىپزند و بايد ربع آب بماند و سه چهارم آن تبخير شود .

طبيعت :

قوه‌يى است كه با شعور غريزى خود به مصالح و مفاسد بدن آگاه است و به كمك اعضاء و قواى بدنى و حرارت غريزى و در يك جمله با بسيج كردن نيروهاى مختلف بدنى در راستاى حفظ صحت و نيز دفع آفات از بدن مىكوشد .

طلاء :

هرگاه شىء مرطوبى را به نحوى كه حالت سيال داشته باشد به‌طور يك لايهء نازك بر عضو بمالند ، طلاء مىنامند .

عجز :

تمامى فقرات بدن از گردن تا نزديك مقعد ، سى و يك فقره هستند كه فقرات بيست و ششم و بيست و هفتم و بيست و هشتم را « عجز » مىنامند .

عروق سواقى :

مويرگ‌هاى سياهرگى را مىنامند ؛ زيرا هر سياه رگ بزرگى كه در بافت‌هاى بدن پخش مىشود ، تا به اعضاء برسد چهار جزء مىشود : ريزتر از آن سياه رگ را « جداول » و ريزتر از جداول را « سواقى جداول » و ريزتر از آن‌ها را « واضع السواقى » و بعد از آن « عروق الشعرى » نامند .

عصعص :

سه فقره آخر ستون فقرات كه پس از عجز هستند رجوع شود به ذيل « عجز » .

غذاى صرف :

غذايى كه هيچ‌گونه جنبهء دارويى ندارد و به‌طور كامل جذب مىشود ؛ مانند نان و گوشت .