تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

سبب سابقى :

نوعى از علت‌هاى موجب بيمارى است كه قبل از ايجاد مرض در بدن به وجود مىآيد و سپس موجب ايجاد مرض مىشود با واسطه‌يى ؛ مثلا ابتدا امتلائى در بدن ايجاد مىشود و سپس موادش متعفن شده و تب ايجاد مىشود .

سبب و اصلى :

نوعى ديگر از علت‌هاى موجب بيمارى است كه بين آن علت و مرض ، واسطه‌يى وجود ندارد ؛ مثلا تعفن اخلاط كه مستقيما به تب مىانجامد .

سحج :

خراش .

سدد :

جمع سدّه . رجوع شود به ذيل « سدّه » .

سدّه :

راه‌بندان . هرگاه رطوبات لزجه و غليظ در مجارى و رگ‌هاى ريز بمانند و مانع عبور و مرور غذا و فضولات سوخت و ساز بدن شوند ، سدّه ايجاد مىشود .

سردارو :

دارويى كه پودر مىكنند و پس از پالودن مطبوخ بر روى آن مىپاشند تا موجب تقويت آن شود ؛ مثلا در تركيبى كه جهت اخراج صفراء ساخته‌اند ، قدرى سقمونيا كه مسهل قوى صفراء است در صورت ضرورت مىپاشند . و سردارو ، معمولا در ادويهء مسهله به كار مىرود . لازم به ذكر است كه سردارو را ممكن است به صورت قرص تهيه كنند و به‌عنوان قرص تقويت‌دهندهء اسهال آن خلط ويژه به كار برند .

سريع الانضاج :

ادويه‌يى هستند كه نضج اورام را به سرعت ايجاد مىكنند و انواعى از آن در علاج تب ورميّه كه از اقسام تب يوميه است در متن « تب ورميّه » كتاب گذشت .

سعال :

سرفه .

سفوف :

ادويهء خشكى كه پودر مىكنند و مىخورند .

سوداى محترقه :

سوداى ناطبيعى را مىگويند كه در اثر غلبهء حرارت شديد بر هريك از خلاط چهارگانه و سوختن آن‌ها ، تبديل به سوداى محترقه مىشوند .

سوداء :

رجوع شود به « خلط » .

سوء مزاج :

انحراف مزاج از مزاج جبلّى در انسان را مىگويند . و شرح مزاج جبلّى در اوايل كتاب مذكور است .

شوربا :

آشى كه از آب و نمك و گوشت تنها تهيه شود .

شياف :

جمع شافه . دارويى را مىنامند كه در مقعد برمىدارند .

شيخوخت :

سنين بالاى شصت سال را مىگويند كه سردى و رطوبت غريبه