سبب سابقى :
نوعى از علتهاى موجب بيمارى است كه قبل از ايجاد مرض در بدن به وجود مىآيد و سپس موجب ايجاد مرض مىشود با واسطهيى ؛ مثلا ابتدا امتلائى در بدن ايجاد مىشود و سپس موادش متعفن شده و تب ايجاد مىشود .
سبب و اصلى :
نوعى ديگر از علتهاى موجب بيمارى است كه بين آن علت و مرض ، واسطهيى وجود ندارد ؛ مثلا تعفن اخلاط كه مستقيما به تب مىانجامد .
سحج :
خراش .
سدد :
جمع سدّه . رجوع شود به ذيل « سدّه » .
سدّه :
راهبندان . هرگاه رطوبات لزجه و غليظ در مجارى و رگهاى ريز بمانند و مانع عبور و مرور غذا و فضولات سوخت و ساز بدن شوند ، سدّه ايجاد مىشود .
سردارو :
دارويى كه پودر مىكنند و پس از پالودن مطبوخ بر روى آن مىپاشند تا موجب تقويت آن شود ؛ مثلا در تركيبى كه جهت اخراج صفراء ساختهاند ، قدرى سقمونيا كه مسهل قوى صفراء است در صورت ضرورت مىپاشند . و سردارو ، معمولا در ادويهء مسهله به كار مىرود . لازم به ذكر است كه سردارو را ممكن است به صورت قرص تهيه كنند و بهعنوان قرص تقويتدهندهء اسهال آن خلط ويژه به كار برند .
سريع الانضاج :
ادويهيى هستند كه نضج اورام را به سرعت ايجاد مىكنند و انواعى از آن در علاج تب ورميّه كه از اقسام تب يوميه است در متن « تب ورميّه » كتاب گذشت .
سعال :
سرفه .
سفوف :
ادويهء خشكى كه پودر مىكنند و مىخورند .
سوداى محترقه :
سوداى ناطبيعى را مىگويند كه در اثر غلبهء حرارت شديد بر هريك از خلاط چهارگانه و سوختن آنها ، تبديل به سوداى محترقه مىشوند .
سوداء :
رجوع شود به « خلط » .
سوء مزاج :
انحراف مزاج از مزاج جبلّى در انسان را مىگويند . و شرح مزاج جبلّى در اوايل كتاب مذكور است .
شوربا :
آشى كه از آب و نمك و گوشت تنها تهيه شود .
شياف :
جمع شافه . دارويى را مىنامند كه در مقعد برمىدارند .
شيخوخت :
سنين بالاى شصت سال را مىگويند كه سردى و رطوبت غريبه