تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
« قشعريره » است . رجوع شود به ذيل « قشعريره » .

تليين :

نرم كردن طبع ، دفع مدفوعات از شكم به روانى .

تمريخ :

ماليدن چيزى تر بر بدن را مىگويند ؛ چه روغن باشد يا غير آن و البته ماليدن روغن را تدهين هم نامند .

تنقيه :

يعنى پاك كردن بدن از مواد فضله‌يى . و تنقيهء هر عضو و هر ماده به حسب آن است ؛ مثلا تنقيهء رگ‌ها و تنقيهء خون ، فصد و حجامت است . و تنقيهء معده و روده‌ها ، مسهل مشروب است كه حقنه ، تنقيهء ويژهء روده‌ها است و قىء ، تنقيهء ويژهء معده است . و تنقيهء محدب كبد ، به ادرار آوردن و تنقيهء مقعّر آن به اسهال است . و همينطور تنقيهء ويژهء مغز به سعوطات است . البته مسهل‌ها تنقيهء مغز و مفاصل هم انجام مىدهند كه هريك به نوعى ويژه و برحسب هر ماده ، فرق دارد .

تهوّع :

دل به هم خوردگى .

ثرب :

پرده‌يى است دو جداره كه درون آن دو لايه ، پر از عروق و شرائين و پى است كه روده‌ها و معده را مىپوشاند و از فم معده شروع شده و به قولون منتهى مىشود و منفعتش گرم كردن امعاء است .

جالى :

يعنى پاك‌كننده . دارويى را نامند كه رطوبات چسبنده يا جامده را از منافذ و مجارى و فضاهاى بدن - مخصوصا معده و روده‌ها - يا سطح پوست پاك مىكند ؛ مانند انزروت و عسل .

جروح :

جمع جرحه . يعنى زخم و خراش پوستى كه تازه و بدون چرك باشد .

جماع :

عمل نزديكى و زناشوئى .

جوارش :

معرّب گوارش است و معناى آن ، هضم‌كنندهء غذاست . و داروئى را گويند كه نيم‌كوب به جهت امراض معدى چون ضعف هضم و سوء هضم به كار مىرود .

حادّ :

دارو يا خلطى را مىگويند كه تيز است و عضو را مىگزد و رطوبات آن را ذوب مىكند و احيانا به بافت عضو آسيب مىزند .

حارّ :

گرم . حارّ هم مثل بارد بر دو قسم است كه شرح آن گذشت .

حالب :

دو مجراى بين كليهء و مثانه كه ادرار را از كليه‌ها به مثانه منتقل مىكنند .

حبّ :

همان قرص است كه جهت تهيهء آن ، موادّ هر قرص را تهيه كرده و انگشت را به روغن بادام چرب نموده و آن را به شكل مناسب ساخته و در