تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

بطّاط :

شكافندهء زخم‌ها ، كه يكى از حرفه‌هاى زيرمجموعهء طب سنتى بوده است .

بلغم بورقى :

قرشى مىگويد : بورقى ، نوعى از شورى است منتهى جلاء آن بيشتر است بنابراين ، بلغم بورقى ، نوعى بلغم مالح است . رجوع شود به « جالى » و « بلغم مالح » .

بلغم خام :

همان بلغم تفه است كه مائيت بر آن غلبه دارد و پختگى آن از همهء اقسام بلغم كمتر است و از همهء بلغم‌ها سردتر مىباشد .

بلغم :

رجوع شود به « خلط » .

بلغم مالح :

نوعى از بلغم طبيعى در بدن است كه در اثر اختلاط اندكى صفراء با بلغم ايجاد شده البته نه به حدّى كه ايجاد زردى در بلغم كند و گرنه « صفراى محّى » خواهد بود . رجوع شود به « مّحّى » .

بوداده :

بريان كردن بر روى ظرفى كه روى آتش مستقيم قرار گرفته است ؛ مثل ذرت بوداده .

بول :

ادرار .

تجرّع :

جرعه جرعه نوشيدن .

تدبير مقدّم :

يعنى قبلا چگونه و چه نوع غذا و آب مصرف مىكرده و چه هوايى استنشاق مىنموده و در چه منطقه‌يى سكونت داشته و خلاصه امور مؤثره در مزاج او چه بوده‌اند .

ترمّد :

اگر بحث در اخلاط بود ، منظور رماديت اخلاط است كه همان خاكستر شدن و بدون استفاده شدن آنها است و اگر در مبحث بيماريهاى عين بود ، همان « رمد » است كه هر ورمى حار دموى - كه در ملتحمه چشم عارض شود - را مىگويند .

تزيّد :

زمانى از سير بيمارى را مىگويند كه پس از ابتداء ( رجوع شود به ذيل « ابتداء » ) است و هر لحظه بيمارى رو به تشديد است .

تسخين :

گرمى بخشيدن . رجوع شود به ذيل « حارّ » .

تطفيه :

عمل ادويهء مطفيه را مىنامند . رجوع شود به ذيل « مطفى » .

تعريق :

عرق آوردن .

تفتيح :

گشودن مجارى و منافذى كه بسته شده‌اند به كمك ادويهء مفتحه ؛ مانند تخم رازيانه .

تفرق اتصال :

از هم گسستگى بافت‌هاى بدن را مىگويند و هر بيمارى چون ورم كه اين حالت را ايجاد كند به اين نام مىخوانند .

تقرّح :

زخم شدن .

تكسّر :

آن است كه آدمى دريابد در خود حالتى كه گويا مفاصل و استخوان او را به چيزى سنگين بكوبند و مقدمهء