تجربه دانستهاند كه بزرگ سرسياهى كه صاحب نيش متعدد است ، رديّه است و صنف ديگر از كبار به بازى معروف - به واسطهء مشابهت رنگش به رنگ باز - رديّه و شديدة الوجع است . و از خاصيت زنابير است كه اگر بر موش مرده نشسته باشد و كسى را بگزد ، هلاك مىكند در همان روز . در همه اصناف ، درد و سرخى موضع و ورم اطراف لسعه مىباشد .
علاجش وسيع نمودن موضع ابره زنبور است به سوزنى و يا سر نيشترى و مكيدن با محجمه براى انجذاب سمّ . بعد از آن ، گل حر را با سركه خمير كرده ، بر موضع لسعه بمالند و جل وزغه با سركه و خبازى تر و علف خرفه و آب گشنيز تر و تاجريزى ضماد نمايند و پارچه كرباسى با آب يخ ، تر كرده و بر روى اضمده ، مكرّر گذارند و شيافى از يخ ، حمول نمايند و از ربوب قابضه ، مثل رب ريباس و ربّ انار و شربت زرشك با لعاب اسفرزه و سكنجبين و مغز خيار و كاهو و امثال آن مبردات ، بياشامد .
امّا صغار زنابير كه نحل هم از آن اصناف است كه ابرهاش را در لسعه مىگذارد و نمل الطّيار يعنى مورچه پرنده .
علاج همه ، مثل علاج كبار است بلكه خفيفتر از جهت قلت سميت آنها .
امّا نهشه سوسمار و سام ابرص
- كه حالت آنها ، گذاردن دندانهاشان است در موضع نهشه ، پس دوام درد هست تا برآيد - مىبايد ضمادى از خاكستر خمير كرده با روغن ، بر موضع نهشه گذارد تا دندانها برآيد و يا با ابريشم يا منقاش گرفت و بيرون آورد . اگر نتوان گرفت ، بايد شكافت و برآورد . بعد از آن ، مكيدن به قوّت است به چسانيدن محجمه و نطول آب داغ و سبوس گندم ، نافع است و ترياق مخصوص رتيلا ، نافع است و خوردن كاسنى صحرائى نيز نافع است .
اما سام ابرص : كه نوعى از وزغه كوچكى است و نقطههاى سياه در اطراف جلدش هست و دندانش را نيز در موضع نهشهاش مىگذارد بواسطهء كجى كه در دندانش مىباشد . تب مطبقه بر منهوشش عارض مىشود و اغلب آن است كه قلقى شبيه به مار گزيده از شدّت درد دارد و موضع دندانش سبز مىشود و سيلان چرك خونابهدارى مىشود .
علاجش اخراج دندانهايش و مكيدن است و پشمى را بر تيغه كاردى بپيچند و به جهات ستّهء نهشه حركت دهند و يا پشم ريزهريزه كرده در لعاب اسفرزه ممزوج با صمغ برهم زده ضماد نمايند و يك روز بگذارند و بردارند . نشانه برآمدنش ، زوال سبزى رنگ