كوچكى مىكند ؛ در اين صورت ، بايد موضع نهشه را شكافت و به گرفتن آلتى مانند منقاش بيرون آورد و اگر يافت نشود و اعراض - از حرقت و اذيت - باقى باشد ، آن شكاف را از زيت داغ پر كرده ، پنبه بر آن نهاد ؛ و يا به را كوفته ، با گل پاى درخت به خمير كرده ، گذارد . و حلتيت جوشانيده در شراب ، نافع است .
از جمله وزغهء بحريه است
- يعنى دريائى - اعراض هائله در ملسوعش پديدار مىشود و گفتهاند بسا به هلاكت رسانيده است و علاجش تدابير سموم بارده است .
از جمله دواب اربع سمى ، سالامندر است
شبيهه به سوسمار ، چهار پاى كوتاه دارد و دمش نيز كوتاه است . گمان كردهاند كه سوخته نمىشود و اگر در تون حمام افتد ، آتش را خاموش مىنمايد و به نظرم كذب بزرگى مىباشد . در گزيدن ، درد شديد و التهاب در بدن و لرزه اندام و بىحسى در اعضاء و سنگينى زبان و سياهى و ورم مستدير ، عارض شود .
علاجش را مثل علاج خورندهء ذراريح دانستهاند و آشاميدن راتيانج با عسل و طبيخ برگ انجره و سوس با زيت را نافع دانستهاند .
از جمله ، اربعه و اربعين كه دخّال الاذن و به فارسى هزارپا مىباشد . تا يك شبر هم ديده شده و از هر طرفى بيست و چهار پا دارد . راه مىرود و برمىگردد و در دنبالهاش دو زائده است كه نيشهاى وى مىباشد و به سمت سرش برگشته است . گفتهاند كه اول مىگزد بعد از آن برمىگردد و نيشهايش را در موضع گزيده فرو مىكند و بركنده . مىگذارد و مثل مرده مىافتد و بر ملسوعش درد بسيار و احوال ماليخوليائى و تنگى سينه پديدار مىشود و مايل به خوردن شرينى مىشود .
علاجش كوبيدن آن حيوان است و بستن بر موضع گزيده شده و بعد ، آشاميدن جنطيانا و زراوند طويل و پوست بيخ كبر و آرد كرسنه همه اجزاء مساوى با شراب يا ماء العسل و شكوفه گياه اسراش را - كه ريشهاش سريش است - ، ترياق آن دانستهاند و استعمال نمك و سركه بر موضع غصه ، نافع و يا كفايت است . و الله اعلم .
فارغ شدم از تحرير رسالهء تسهيل العلاج در روز شنبه پانزدهم شهر محرّم الحرام يك هزار دويست هشتاد پنج هجرى باكيا على الحسين ( ع ) و لاعنا على جميع قتله و المؤسسة على قتله و ظلمه و الراضين على جميع ذلك الى يوم القيمة .
فارغ شدم از تحرير در عصر روز تاسوعا و شب عاشورا .