تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
حب الشفاء و فلونياى رومى و بر شعثا و از اين قبيل مخدرات ؛ هرچند در اين زمان ، جوهر گنه‌گنه ، مستغنى ساخت است محمومين به حميّات دائره را از شر مخدّرات ؛ زيرا كه در قطع نوبه ، بهترين ادويه مفرده و مركبّه و مخدره است و در قطع نوبه بعد از تنقيه و پاك شدن بدن از خلط حاضر بىعديل است و عود هم بىسبب نمىكند ؛ ولى در صورتى كه خلط حاضر باقى باشد ، بىشبهه بعد از قطع شدن ، به ادنى سببى عود مىكند اشد از اول ، سهل است مفاسد ديگر از صلابت كبد و يا طحال و سوء القنية توليد كند و تداركش اصعب شود و در اين تب ، به واسطه غلظت ماده و عسر دفعش ، عوض مسهل مذكور لازم شود از قبيل : حبّ ايارج و حبّ لاجورد و ايارج فيقرا و معجون نجاح و ساير مركبّات مخرجه سودا كه در روزهاى وسط - به قدر قوّت و احتمال مريض - مصروف دارند تا ان شاء الله تعالى قطع نوبه شود . چون در اين نوبه ربع - خاصه هرگاه امتداد بهم رساند - صلابتى و بزرگىاى در طحال پديدار مىشود و موجب تمدد و انتفاخ شكم مىگردد و در تحليل غذا و امتلاى معده موجب قراقر و حموضت طعام مىشود ؛ چنانچه تهاونى در اصلاحش نمايند بعيد نيست كه استسقاى طبلى و اعظم از آن احداث نمايد ، تداركش اين است كه هر صبح به خوردن آمله پرورده يك دانه - اگر بزرگ باشد - الى دو دانه آلوده به زينان كوفته با پياله عرق شاهتره بياشامد و اگر عطش باشد ، عرق شاهتره را سرد با سكنجبين و آمله را بدون زينان ، با طباشير صدفى مصروف دارند ؛ خصوصا كه لينتى در طبع باشد و همواره موضع طحال را از اضمده محلله مخصوصه ، خالى نبايد گذاشت مانند انجير خشك و بوره ارمنى و سداب خشك و فلفل در سركه تند خيسانيده به اضافهء روغن گل سرخ يا بدون روغن بمالند و با آثار زيادتى خون از باسليق چپ و يا اسيلم چپ فصد نمايند و ارسال علقه در قطن و عجز مايل به سمت چپ ، بسيار نافع است ؛ خاصه اثر بواسيرى هم باشد خلاصه در ضمود طحال ، كمال اهتمام را بايد نمود . الصاق محجمه نارى - كه عوام ، كوزه انداختن مىگويند - در تحليل نفخهء طحال ، سريع الاثر است كه در هفته يا ده روز يك مرتبه اقدام نمايد و ميل گرفتن و شنو رفتن و تخته پيچيدن ؛ خصوصا براى ضمور طحال ، بىعديل است .

[ حميات غشّيّه ]

از جمله حميات كثيره الاخطار ، حميات غشّيّه است كه در ابتداى بروز نوبه و يا قدرى از ابتدا گذشته ، غش عارض مىشود و مريض ، بىهوش و بداحوال مىافتد و اكثر اين نوبه‌ها به دور مواظبة مىآيد ؛ زيرا كه بيشتر از مادّهء بلغميهء صرفه يا مركبه از بلغم و