تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
زيرا كه خون زايد المقدار به غير از اخراج ، نقصانى به سهولت نمىپذيرد ولى ردى الكيفية ، به حسن تدبير ، صالح الكيفية مىشود .

[ حميات صفراويه ]

اما غبّ غير خالص كه به واسطه ادخال بلغم به صفرا موجب غلظت صفرا شده و بطيئة الحركة و بطيئةالتحليلش نموده است به اين جهت زمان نوبه اين غبّ ، از دوازده ساعت مىگذرد و ادوارش زياده بر سبعه مىشود و بسا اتفاق افتاده است كه به سى و چهل روز و بيشتر از اينها امتداد بهم رساند . علاجش همين طريق است ؛ تفاوتى كه دارد اين است كه در نضج آن ، لازم است داخل ساختن مثل افسنتين و ريشه رازيانه و تخمش و به اضافه گلقند تا پنج مثقال آشاميدن و در اجزاى اماله ، بابونه ، سداب خشك ، اكليل الملك ، افسنتين ، بزرك ، كافشه و امثال آنها داخل نمود ، با روغن بيد انجير و سرداروى بوره ارمنى سه چهار آب اماله نمايند و در مسهل مشروب روز هشتم و دهم و دوازدهم و شانزدهم ، بايد مخرجات اخلاط غليظه داخل نمايند ؛ از قبيل افسنتين و تربد سفيد مجوف مدبّر و زوفاى خشك و امثال آنها . و يا در مطبوخ سنا و يا نقوعش ، نمك فرنگى اضافه نمايند تا مخرج اخلاط ؛ خصوصا صفراى غليظه شود . آشاميدن گنه‌گنه بعد از صرف يك مسهل مشروب از لوازم است و بعد از يك دو اماله هم مضايقه نيست و به اعتقاد بعضى بعد از نوبه دوم لازم مىدانند تا نوبه به زودى انقطاع پذيرد و زحمت ندهد ؛ بعد از آن تنقيه لازمه را معمول دارند ؛ ولى اغلب اين است كه اسباب عود نوبه است اشد از اوّل و موجب صلابت احشاء ، خاصّه كبد است و مكرر ديده شده است كه منجر به علل ديگر شده است ؛ از قبيل نفخه و اورام طحال و خلفه هاى مزمنه كه به سوء القنية و استسقاء منجر شده است . خلاصه ، طفره از تنقيه و اخراج اخلاط و فضول لازمة الدفع باعث جلب مفاسد است بىفاصله ؛ يعنى در همان نقاهت نوبه يا بعد از مدتى از انقطاع نوبه و نقاهتش انقضاء يافته باشد . خلاصه براى علاج حميات صفراويه ؛ خالصش و غير خالصش ؛ لازمه‌اش و يا دايره اش محرقه ، و يا غير محرقه به همين قدر اكتفاء نموديم ؛ زيرا كه ازيد و ابسط از اين راه هر گاه كسى بخواهد بايد به كتب مبسوطه رجوع نمايد و بعد از رجوع ، واضح مىشود كه اين مختصر ، جامع تفصيل است ايجازا و اختصارا .

اما حميات بلغميه ؛

يعنى حرارت معفّنه متشبّثه به رطوبات بلغميّه شده است ؛ پس آن بلغمى كه قبول عفونت نموده است ، اگر داخل عروق است آن را لثقه مىنامند و آن ،