عنبى و ثؤلولى و توثى باشد كه هرگاه قبل از تنقيه و فصد و تدابيرى كه ذكر خواهد شد ادويه حاده و غير حاده بر موضع ضماد و طلا نمايند و يا حجامت و يا ارسال علق نمايند ، باعث مفاسد بسيار و ضعف عضو و مدفع فضول نمودن عضو است .
تنقيه
يعنى آشاميدن ملينى از قبيل افشره تمر و يا آب آلوى بخارائى و شكر و يا مسهلى ، از قبيل ورق گل سرخ ، دو مثقال ؛ سنا مكى ، شش تا هشت مثقال و تمركجرات ، چهار الى شش مثقال ، شب در عرق شاهترهء داغ خيسانيده ، روز ديگر صافش را نيم گرم با ترنجبين ، از هشت الى ده مثقال يا شيرخشت به همان وزن ، بياشامند كه تا شب ، هفت ، هشت مجلس فعل كند ؛ زيرا كه براى معالجه بواسير ، بهترين مسهلها است ؛ يا نمك فرنگى از شش الى ده مثقال با ترنجبين يا شيرخشت در عرق شاهتره حل كرده يا نمك تنها در عرق شاهتره حل كرده بخورند و افشره تمر بعد از آن بياشامند و روز ديگر صبح عرق شاهتره با سكنجبين بياشامند و از باسليق دست راست ، خون تا شصت مثقال بگيرند . هرگاه باعث تسكين درد و سيلان خون بالكية نشود ، بعد از شرب يك دو دفعه ملين مذكور يا مسهل مزبور ، باز فصدى از دست چپ - از باسليق تا چهل يا پنجاه مثقال - نمايند و يا وضع محجمه نمايند بر موضع عجز - كه به عرف عام چهاربند كمر نامند - و بعد از بادكش ، شرط عميق زنند يا زلو بر همان موضع محجمه اندازند - از ده عدد الى بيست عدد - و بعد از افتادن زلوها ، بادكش نمايند تا خون در جاى دهن زلو نماند ، بلا شبهه درد ، ساكن و خون ، قطع مىشود .
هرگاه تسكين عوارض نشود ، بعد از اين كارها و اطمينان از انصباب ماده ، مضايقه از انداختن زلو بر موضع بواسير و روى دانهها نمىباشد ؛ زيرا كه مادهء حاصلهء در جوف دانه ها را اخراج مىكند و عوضش ، ماده نيست تا ثانيا به موضع بريزد . و شبههء نيست كه اين معالجه ، از همه تدابير بىغايلهتر و دافع علّت است .
اضمده
كه براى تسكين درد و حبس خون است : كراث كه تره مىگويند ، دسته در پارچهء ترى پيچيده ، در زير آتش پخته و در هاون سائيده و داخل شانزده مثقال روغن گل سرخ - كه مقل زرد و كوهان شتر از هريك سه مثقال در آن حل كرده باشند - نموده به اضافه مغز هسته زردآلوى تلخ و مغز هسته هلوى تلخ سوخته از هريك ، يك دانهء سائيده با يك دو دانه زرده تخممرغ سائيده تا مرهم شود بر موضع گذارند و شياف نمايند . گاهى در شدت وجع ، قليلى ترياك داخل مىتوان نمود و همچنين ميعهء سايله و پيه مرغ آبى و سفيداب قلعى و غير اينها را داخل مىتوان كرد . سائيدنىها را در هاون سرب