ترنجبين ، از هشت تا شانزده مثقال بياشامند . افسنتين را نيم تا يك مثقال نمايند ، بهتر است كه زيادش دوا را تلخ مىسازد . روغن بادام - از يك مثقال الى چهار مثقال - ، باعث سرعت عمل مىباشد . زنجبيل - تا نيم مثقال - ، مانع پيچ روده و معين بر دفع لزوجات است .
اضافه فلوس خالص - از ده مثقال - ، تا چهارده مثقال موجب سرعت عمل است .
هرگاه در مواضع احتباس ، مظنهء آماسى يا ورمى باشد ، اضافه فلوس از لوازم است .
و در همچه موضعى كه مظنه ورمى در امعاء استنباط شود و يا علامات غلبهء خون - از حمرت رنگ زبان و لبها و چشمها و پرى رگهاى صورت و دستها و قرمزى قاروره - ظاهر باشد ، فصد از قيفال و يا باسليق بايد كرد و بسا مىشود كه به واسطه فصد ، درد ، ساكن و قولنج ، تفتيح مىشود و بدون فصد ، مرض زايل نمىشود . و اسلم اين است كه يك دو روز اماله را معمول دارد و يك مسهل مشروب را مصروف دارد و مسهل دوم را يك روز بعد از فصد ميل نمايد تا رفع غايله شود .
در قولنج ريحى
لازم است كه در اجزاء شياف و حقنه و مشروب ادويه كاسرة الرياح ؛ مثل زيره و بابونه و افسنتين و بوى مادران و سداب خشك و آويشم كه شيرازى آيشن مىگويند ريشه كبر و امثال اينها باشد . و در ماليدنى ، زيره و سداب و سياهدانه و امثال اينها باشد كه ان شاء الله تعالى همه اقسام قولنجها به همين علاجها رفع خواهد شد و به كرّات و مرّات تجربه نمودهايم .
بايد دانست كه در اين احتباسها امراضى عارض مىشود ؛ اعمّ از آنكه اين احتباس ، موجب قولنج شود يا نشود . از آن جمله مرضى كه غالبا از اثر احتباس عارض مىشود ، درد كمر است كه ماده رقيقه يا غليظهء آن ، نفوذ به خلل و فرج مفاصل قطن و عجز و عصعص مىنمايد ؛ خاصه اينكه با آن احتباس حركات عنيفه شود يا مواقعه و جماعى اتفاق افتد ، وجع در كمر كه به عرف عام ، چهاربند گويند عارض مىشود .
علاجش به تكرار همان شيافات و حقنهها مىشود و چنانچه در علاجش تهاونى و سهلانگارى شود ، به مفصل ورك مىريزد و وجع الورك پديد مىگردد و علاج ، اصعب و طولانىتر مىشود و هرگاه مادهء منصبهء به آن موضع را به زودى اخراج ننمايند ، درد ، متصّل باشد و پيوسته همان درد ، جذاب مواد مىشود و هر فضولى را از هرجا جذب مىنمايد و به مرور ، نزول به عرق النسا و ساير مفاصل مىنمايد . و بيشتر در همچو احوال ، از دماغ ، مواد نزلى به اين مواضع مىريزد .
علاجش در ابتداى بروز درد آسان است و به همين تنقيههاى مذكوره ؛ خاصه اصرار