روغن بادام شيرين از دو تا چهار مثقال اضافه نموده بياشامند . و براى رفع تهوّع ، به و غيره را بجوند و تأمل نمايند تا فلوس تمام عمل كند .
[ ظهور عطش ]
در بين عملها هرگاه عطش بهم رسد ، عرق بيد يا نيلوفر يا لعاب اسفرزه ، پياله پياله بياشامند و در صورت شرب ، روغن بيد انجير هم براى تسكين عطش بياشامند و در هر دو ساعت يا سه ساعت ، ماليدنى بدون قابض و مخدر را از ناف به زير ، نيمگرم بمالند .
[ درمان هنگام ناكارآمدى روغن و فلوس ]
در هر دو مسهل ؛ خواه روغن و خواه فلوس ، هرگاه عمل نكند ، يك آب اماله از :
لعاب خطمى و روغن بادام ، بعد از پنج شش ساعت از شرب مسهل گذشته بريزند كه ان شاء الله رفع مرض ، به يك مسهل مىشود . و گرنه در دهم يا چهار دهم ، به شرب مسهل دوّم و سوّم ، البته رفع خواهد شد . و روزهاى ميانه ، كه نهم و يازدهم و سيزدهم باشد ، منضج روز هفتم را بياشامند . و بسا مىشود كه به عوض مسهل مشروب ، اماله فلوسدار ، دافع علت است ؛ خاصه اينكه اسباب خلفه و زور و پيچ در امعاء غلاظ - كه مستقيم و قولون و اعور است - باشد ؛ خصوصا مستقيم و قولون كه قوّت اجزاء اماله ، بانصرافه و بدون كسر قوّت ، به موضع علت مىرسد . اجزاء اماله : تاجريزى ، بزرك نيم كوفته ، ريشه خطمى و ريشه شيرينبيان ، گل خطمى ، بابونه خشك ؛ از هريك دو مثقال و قليلى بيشتر يا كمتر و سپستان ، تا بيست دانه ، جوشانيده ، شيره كشيده ، فلوس خالص ، از ده مثقال تا شانزده مثقال در آن حل كرده ، روغن بادام شيرين از چهار الى هشت مثقال داخل كرده ، سه قسمت نموده ، از صبح تا مغرب ، به فاصله بريزند . و در چهارم و ششم ايام ناخوشى هم اين اماله را مىتوان نموده .
[ در خراش روده باشد ]
هرگاه با آثار خراش روده باشد و خون و چرك ، پيش از فضول برازى يا مخلوط براز بيايد ، معلوم است خراش ، در اين رودههاى غلاظ است ، اجزاى اماله مىبايد مغرى و التيامدهنده باشد ؛ از قبيل لعاب برنج بىنمك و زرده و سفيده تخممرغ و لعاب به دانه و كتيرا و صمغ عربى و گل ارمنى و دم الاخوين كه خون سياوشان مىنمايند و روغن بادام شيرين ، يك آب و دو آب - يكى روز ، و يكى را شب - بريزند . و آبش را سى تا چهل مثقال زياده نكنند تا بتواند عليل ، مدتى نگاه دارد و موجب التيام شود . و بسا باشد كه به حقنهء از مرهمها احتياج شود ؛ مثل مرهم سفيداب يا مرهم مرداسنگ يا مرهم داخليون - كه از لعابات و مرداسنگ مىسازند - و نسخه آنها در علاج جروح و قروح ذكر خواهد شد .
هرگاه چرك و خون ، بعد از دفع فضول برازى دفع شود ،
معلوم است كه از امعاى بالاتر از اعور - كه دقاق و صائم و اثنى عشرى باشد - مىآيد و خراش و قرحه در آنها