تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
سرخ و روغن بادام نمايد و يا شيرهء ثفل دواى مشروب را كشيده ، داخل اماله نمايند . هرگاه به كلى قى شود و به محض ورود به معده ، برگردد ، بعد از دو سه ساعت و تسكين تهوّع و حالت قى ، شيرخشت - از شش مثقال الى دوازده مثقال - در عرق كاسنى يا عرق نيلوفر يا عرق شاهتره - دو پياله - حل كرده و بياشامند و اماله را بعد از ساعتى بريزند ، همان عمل مسهل را خواهد كرد .

[ بلغميت و لزوجت خلطى در معده ]

هرگاه بلغميت و لزوجت خلطى در معده ملاحظه شود ، در عوض آن مطبوخ ، روغن بيد انجير - از دوازده مثقال الى شانزده مثقال - در آب داغى يك پياله حل نموده و بياشامند ؛ خاصه اينكه پيچ روده هم باشد با دو سه مثقال روغن بادام شيرين اضافه نموده بنوشند . مىبايد در ايام ميانهء مسهل‌ها كه مسهل صرف نمىشود ، دواى مناسبى كه منضج و مهياكننده فضول براى دفع باشد ، صبحها بياشامند ؛ از قبيل گلقند ، پنج مثقال الى هشت مثقال با سكنجبين تا شانزده مثقال الى سى و دو مثقال و اگر تلخى دهن باشد ، ريشهء كاسنى و بنفشه ، از هريك دو مثقال ؛ افسنتين رومى ، نيم الى يك مثقال ؛ گل سرخ ، دو مثقال و سپستان ، از شش الى ده دانه جوشانيده در آب و يا عرق كاسنى و يا عرق شاهتره و يا عرق نيلوفر و صافش را با ترنجبين - از هشت تا ده مثقال - بياشامند .

اگر در معده آثار ترشى غذا باشد ،

عوض اين مطبوخ ، آمله مقشّر ، تخم كاسنى و زنيان ، از هريك دو مثقال ، نيم كوفته در عرق شاهتره جوشانيده با ترنجبين بياشامند . گاهى به اضافه گلقند ، در صورت زيادتى رطوبت . و در صورت تهوّع و آثار بروز قى ، بسيار مسكّن قى است ؛ خاصه به اضافه افسنتين و گل سرخ بجوشانند و صافش را با نبات و يا قند از سه مثقال الى پنج مثقال بياشامند . مىشود برحسب عوارض ، بعضى دوا را زياد نمود ؛ مثلا صداعى باشد ؛ خاصه از صعود ابخره فضول معدى باشد ، تخم گشنيز دو مثقال يا خود گشنيز خشك ، اضافه نمايند ؛ يا اينكه سرفه و خراش سينه باشد ، پرسياوشان و زوفاى خشك ، از هريك دو مثقال و يا كمتر ، داخل مىتوان كرد و به دانه ، نيم مثقال داخل نمايند . بايد دانست كه اوزان مذكوره ، براى اشخاصى است كه از چهارده سالگى تا آخر عمر محتاج به شرب اين دواها شوند ؛ و گرنه در صبيان و اطفال ، نصف و يك چهارم وزن بايد داد .

[ زلق المعدة و الامعاء ؛ خلفه و زحير ]

هرگاه اين اجتماع فضول ، منجر به « زلق المعدة و الامعاء » ؛ « خلفه » و « زحير » شود ،