همهء اين امراض در معالجه شريكند و در فعل كردن طبع نيز شريكند ؛ هرچند در وضع عمل و شناختن هريك مختلفند ؛ مثل اينكه زلق المعدة و زلق الامعاء ، به معنى لغزيدن مأكول و مشروب است از معده و امعاء به سبب ملاست سطح باطن هريك ، كه غذا ، غير منهضم دفع مىشود . و خلفه آن است كه گاهى هضم شده و گاهى فاسد شده و گاهى بسيار و گاهى كم و گاهى به رنگهاى مختلفه با پيچ و زور و گاهى با خون و بلغم و گاهى خون تنها - كه از كبد به رودها مىريزد و دفع مىشود كه آن را اسهال كبدى و « ذو سنطاريا » مىنامند - .
و زحير صادق ، حركتى است از معا مستقيم - كه متصل به مقعد است - ، كه آدمى را براى تبرز برمىخيزاند و چيزى از براز ، دفع نمىشود و جزئى بلغمى يا خراطه يا قليل خونى كه از شدت زور از دهن رگهاى ريزهء طرف آن روده ، ترشح مىنمايد ، دفع مىشود و اجتماع اثفالى از فضول غذائى در امعاء ، نيست . و زحير كاذب آن است كه همين قسم ، براى دفع برميخيزاند و از آن اثفال ، باز چيزى دفع نمىشود . تفاوت اين است كه در اول ، احساس سنگينى در ناف و زير شكم نمىنمايد و در ثانى ، به سنگينى و گاهى درد و پيچ در ناف ، احساس مىكند . مىبايد از اين ملاحظه غافل نشود و در اين دومى ، به تنقيه كامله اقدام نمايد .
[ درمان عمومى ]
اما علاجى كه همه اقسام شريكند ، اين است كه تا هفت روز ، هر روز صبح ، انيسون كوفته ، يك مثقال ؛ ريشهء خطمى يا ريشه شيرينبيان ، از هريك دو مثقال ؛ بيخ انجبار كوفته - در صورت بودن خون ، - دو مثقال ؛ به دانه ، نيم مثقال ؛ مغز هسته آلو بالو كوفته ، دو مثقال و سپستان ، تا ده دانه در آب جوشانيده ، در صاف آن ، روغن بادم - از يك مثقال تا دو مثقال - و بارهنگ - از نيم مثقال تا يك مثقال - داخل نموده با قند - سه مثقال يا چهار مثقال - بياشامند .
تفاوتى كه هست در زلقها ، ريشه خطمى و ريشه شيرينبيان و به دانه و روغن بادام را موقوف دارند . و تخم حماض ، دو مثقال ؛ انيسون ، يك مثقال ؛ مغز هسته آلو بالو ، دو مثقال ؛ آمله مقشر ، يك مثقال و زنيان يك مثققال ، همه را برشته كرده ، نيم كوفته در عرق بيد بجوشانند . و اگر حرارت غالب باشد ، عوض زنيان ، تخم گشنيز داخل نمايند و پوست سبز پسته دو مثقال داخل نمايند و عوض بارهنگ ، اسفرزه بوداده ، نيم مثقال تا يك مثقال روپاش صاف ، دوا « 1 » نمايند .
هامش
( 1 ) . دوى صاف كرده دوا بياشامند .