« خراجات » به الف و تا مىبندند . و هرچه دو پوسته باشد ، آن را « دوبيله » مىنامند . و انواع و اصناف و اقسام آنها بسيار است برحسب ماده و شكل و عوارض آنها ؛ مثلا هرچه بروز آنها با سوزش ، التهاب و درد ناخس است ، بر مادهاش صفرا غالب است . و هرچه تمدد ، كشيدگى و درد بىسوزش غالب است ، مادهاش « دم » است و يا دمويتش غالب است .
هرچه دردى ندارد و يا درد اندكى دارد با سفيدى رنگ و رخاوت ورم ، بلغم ، ماده آن است ؛ يا بر مادهاش بلغم غالب است . و هرچه صلب ، سخت و خالى از درد است ، سودا است و تفاوت در مادهها بسيار است و برحسب احتراقات و تركيبات پديدار مىشود و اورام و بثور صورش مختلفه مىشود و اعراضش شديده و خفيفه مىگردد و به اين واسطه است كه اطبّاء بر ده نوع تعيين نمودهاند : چهار نوعش را بثور و شش نوعش را اورام ناميدهاند به اين نحو كه جمره ، نفاخات ، جاورسيه و نمله را انواع بثور شمردهاند . و فلغمونى ، حمره به ، ما شراء ، شرا ، خراج و طاعون را انواع اورام شمردهاند .
امّا هرگاه از روى بصيرت و تحقيق ملاحظه شود ، خلافش معلوم مىشود ؛ كه مثلا طواعين را به هفت هيأت ديدهايم و بيشترش بثور بوده است و جمره ، كمتر اتفاق مىافتد كه بثره باشد .
در اين مختصر ، به همين قدر از ذكر علامات ، اقتصار نموده و براى تذكره و اطلاع به سهولت ، كافى است .
فصل چهارم : در معالجات :
چون امراض كثيرة الحدوث ، از امتلاءات معده و معائى شروع مىشود و مضمون حديث بلاغت مشحون
« المعدة بيت كل داء و الحميه رأس كل دواء »
و « اعط كل بدن ما عوده » ، دال است بر اين ؛ لهذا از بروز آنها شروع مىنمايد .
[ در كمميلى به غذا ]
مثلا شخص در خود ، قلت اشتها و كمميلى به غذا مشاهده مىنمايد او مىبايد اقدام در رفع آن نمايد : هرگاه با تلخى دهن و عطش باشد ، ملتفت شود كه در معدهاش صفرا - كه عوام زرداب مىنمايند بهم رسيده . از كبد و غيره به فم معده ترشح مىنمايد .
علاجش اين است كه به آشاميدن ترشيها از سكنجبين و آب غوره و آب ليمو و انارين و غيره اقدام و اصرار نمايد ؛ خصوصا ترشى كه لينتى هم در طبع احداث كند ؛ خاصه اينكه يبوستى در طبع باشد كه به عادت سابقهاش عمل نشود .
چنانچه به ترشيهاى ملينه رفع بىاشتهائى نشود ، معلوم است كه صفراء ، غليظه و