عوارض خفيفه مىشود . و چرك و مده و صديدش مىشود ظاهرا از مجارى برآيد كه بول المدة ادرار نمايد و يا در برازش خون و چرك پديد آيد و يا به سرفه دفع شود و يا از راه بينى و يا گوش برآيد و يا از مجارى خفيفه ، آنچه رقيق است به اوساخ و چركهاى به ظاهر بدن آيد و آنچه غليظ است در خلل و فروج ، بهطور تحليل ، بتدريج زايل شود .
اما اورامى كه از جمع شدن آب رطوبات در فضاها جمع آيد ،
هرچند ورم به اصطلاح خاص نمىباشد ؛ ولى به حسب ظاهر ، برآمدگى ظاهر و هويدا مانند ورم است و به غير از اخراج آن آب ، ؛ يا به كثرت ادرار ؛ يا به تعريق و يا به بزل - كه زدن نيشتر باشد - قسمى ديگر ، اصلاح آن نمىشود .
اما اورام ريحيه
- كه بادهاى غليظه ، در مواضع خاليه و يا زير جلد و يا در خلال اعضاى سخيفه ؛ مثل پلكهاى چشم پديد آيد - ، علامتش ، سبكى موضع است و اگر در شكم باشد : عروض قراقر و در زدن دست ، صداى طبل مسموع مىشود ؛ چنانكه در استسقاى طبلى مسموع شده . و در ساير اعضا ، در فشردن ، موضعش غائر نمىماند - و تهبّج عبارت از آن است -
اما تفرقّات اتّصال :
آنچه در اعضاى ظاهر باشد ، به ادراك بصرى نمايان و چشم مىبيند . و آنچه باطنى است ؛ اگر در عصب باشد و عرضا قطع شده باشد ، بىحركتى و حسى اعضاى واقعه در زير آن است . و آنچه در اغشيه و پردهها است ؛ مانند فتق ، خروج رياح است از اين موضع يا رطوبات و يا اعضاء ؛ مانند روده از موضع فتق .
آنچه در آورده و شرائين است ، خروج خون است از آن رگها و وجود بهم رسانيدن در خلل عضو ؛ اگر به زير جلد باشد ، بروز خضرت و سواد در زير جلد ؛ اگر نزديك به مجارى باشد - مانند ريه - ، نفث الدم ؛ اگر در مقدم دماغ باشد ، رعاف ؛ اگر در مجارى ديگر باشد ، نزف الدم - مانند سيلان خون بواسير و ادرار خون بعد از بول و يا ترشّح از بن دندانها و غير دندانها -
از جمله تفرّق اتّصال است ، بروز بثور و دماميل و خراجات حادثه در جلد و لحوم زير جلد - كه اتّصال طبيعتى را متفرق مىسازد - و تفرقه ميان آنها است . كه آنچه دانهاش ريزه مىباشد ؛ خواه يكى باشد و خواه متعدده باشد ؛ در جميع بدن باشد و يا در يك موضع باشد ، آن را « بثره » و جمعش « بثور » مىنامند . و آنچه بزرگتر باشد - تا به مقدار گردو - ، خاصه صنوبرى شكلى باشد ، مسمى به « دمل » است و جمعش به « دماميل » مىبندند .
و هرچه از گردو بزرگتر و به اشكال مختلفه باشد ، مسمى به « خراج » و جمع آن را