تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
احداث ورم نمايد مىباشد و به اندك اخراج ماده و اصلاح ، از استعداد بروز مىافتد . اگر بروز درد و بروز اورام يا عوارض ديگر باشد ، معلوم است كه ماده ، به عضو ريخته و محتاج به علاج است و تهاون و سستى در علاج ، باعث مفاسد است ؛ مثلا صداع دائم و يا بعد از حمام و يا حركات عنيفه ؛ خاصه مايل به پيشانى را اگر در علاج او كوتاهى شود ، يكى از مفاسدش عروض رعاف و خون ريختن از سوراخهاى بينى است ؛ خاصه اينكه در حين بروز صداع ، خارشى و سوزشى در جبهه و بالاتر از اندرون باشد و تدارك از آن به فصد و اخراج خون و اصلاح آن ننمايند . هرگاه در صورت امتلاى سر ، خدر و يا سستى و خواب رفتنى در اعضاى خلفانى ؛ مانند پس سر و گردن و بازوها تا كمرگاه و يا پاها باشد ، دليل توجه ماده به نخاع و اعصاب است و احتمال مىرود كه استرخاء و فلج و يا تشنّج و يا حدوث امراض در خود دماغ يا اعضاى مجاور دماغ از قبيل صرع و سكته و لقوه و رعشه و يا خلل در افعال حواس از اختلاط عقل و رعونت و يا ماليخوليا - برحسب تقاضاى ماده و استعداد قبول - عارض شود . و يا به ردّ به اعضاى مجاوره و يا بعيده و يا خوادم دماغ - كه اعصاب باشد - عوارضش بروز نمايد .

[ معده و كبد ]

و هرگاه آن نزلات ، به جانب معده و كبد و اعضاى غذا و آلات هضم و نضج و امعاء توجه نمايد ، مفاسد هضم ، درد معدهء نزلى و بروز اقسام خلفه و زلق المعدة و الامعاء و سدد مجارى ماساريقا و عروق داخله كبد و مجارى كليه و طحال و عروق واقعهء ميانه آنها حادث مىشود . علامات خلفه نزلى اين است كه بعد از بيدار شدن از خواب ؛ خاصه صبح ، چند دفعه به فساد عمل مىشود و آرام مىگيرد تا صبح ديگر يا انتباه از نوم ديگر . دليل سده ماساريقا ، عمل كردن به فساد است بدون تمام شدن هضم معدى و معائى . و دليل سده عروق داخلهء كبد ؛ اگر از سمت مقعّر كبد كه چسبيده به معده و امعاء است باشد ، همان عمل به‌طور خلفه و فساد است و مدفوع ، سبزرنگ دفع شدن است ؛ چنان‌كه در اطفال مشاهده شده است غالبا . و اگر سدّه ، در سمت محدب باشد علامتش قلت و رقت بول و تهبّج يعنى برآمدگى زير چشم و پشت چشم است . و دليل سده مجارى كليه همان قلت و رقت بول است با سنگينى كمرگاه و تمدد و دردى در آن موضع . و دليل سده طحال اگر در مجارى ريختن سودا به فم معده باشد ، سقوط شهوت و عدم احساس به جوع و گرسنگى و سنگينى موضع طحال و صلابت و سختى محاذى اضلاح زور - يعنى كور