تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
اعصاب ريزد ، فالج و استرخاء يا تشنج يا لقوه يا رعشه - چنان‌كه مذكور شد - احداث مىنمايد . بالجملة ، اسباب امراض و علل امتلائيه ، ابتدايش از واردات بدن فراهم مىآيد و واردات ؛ اعم از داخلى و خارجى است . و بيشتر ؛ بلكه همهء واردات خارجيه ، محرك فضول كامنه در داخل بدن مستعده از براى بروز و ظهور به ادنى محركى ، مىباشد ؛ زيرا كه تأثير فاعل ، بدون استعدادى از قابل را محال دانسته‌اند .

فصل سوم : در علامات امزجه و امتلاءات آنها است .

و آن ، بر دو قسم است :

قسم اول : در علامات امزجه برحسب خلقت است :

كه در ابتداى تكون محرورى يا مبرودى مثلا ، تكون پذيرفته است ، از ده نشانه استدلال مىتوان نمود :

اول : از ملمس جلد و ظاهر بشره :

كه يا نرم‌تر از بشرهء معتدله است ؛ يا خشن و زبرتر است ؛ يا سست‌تر و يا صلب‌تر است ، كه بدون اسباب موجبهء بر نرمى يا زبرى - از هواهاى رطوبتى و يا يبوستى مثلا - باشد ، دليل بر رطوبت مزاج است در حالت اولى ، و يبوست مزاج است در حالت ثانيه . در اين دو صورت ، گرمى و سردى بشره هم‌چون با رطوبت و يبوست جمع مىشود ؛ پس هرگاه ملمس ، گرم‌تر از ملمس معتدل باشد و با نرمى و سستى باشد ، گرم و تر است و اگر با خشونت و زبرى و صلابت ، گرم و خشك است همچنين اگر سردتر از ملمس معتدل باشد و با نرمى و سستى ، سرد و تر و با خشونت و صلابت ، سرد و خشك است . ممكن است كه در بعضى ابدان ، كليت حكم تخلف نمايد ؛ لذا بايد به انضمام ادله ديگر ، بيان واقع را دانست .

دوم : از بسيارى و كمى گوشت بدن و شحم

كه پيه و سمين كه چربى بدن باشد مىتوان استدلال نمود . چنان‌كه هرگاه گوشت بدن زياد باشد ، دليل حرارت و رطوبت است ؛ ولى اگر آن گوشت ، صلب و سخت‌تر و به هم كوفته باشد ، رطوبتش كمتر است و اگر سست و نرم باشد ، رطوبت بيشتر است و اگر شحم و سمين وافر باشد ، دليل برودت است با يبوست در شحم و با رطوبت ، در سمين با اختلافى كه به انضمام ادله ديگر ، حكم صادق مىآيد .

سوم : ادله احوال بسيارى شَعر

كه به فارسى ، موى بدن مىباشد و كمى آن و سياهى و