غذا ، كمال اختلاف را دارد كه به هيچ قسم ، احكام كليه در آنها ، راهى ندارد ؛ ولى اغلب و اكثر را كه همواره اتفاق مىافتد اشاره مىنمايد :
[ تداخل اغذيه ]
از آن جمله « تداخل اغذيه » ، سبب فساد است ؛ خواه اغذيه جيده باشد و خواه رديه برحسب جوهر ؛ مثلا صبح را زبان به آبگوشت و يا حليم و روغن و يا چلو و پلو و يا از غير مطبوخات اغذيه ، مصروف شده باشد ، حالا بعد از سه چهار ساعت كه هنوز درست از فم معده منحدر نشده ، غذائى بر او وارد سازد ؛ خواه لطيفتر از غذاى سابق باشد يا كثيفتر يا مساوى ؛ در هر سه صورت ، سبب فاسد شدن هر دو مىباشد . تفاوتى كه دارد در غذاى لطيف سريع الهضم است كه اگر در وسط هضم غذاى اول وارد شود ، فسادش كمتر است ؛ زيرا كه سرعت هضم دوم ، با بطوء هضم اول ، مىشود كه مطابق شود و يك نحو انهضام پذيرد ؛ به شرطى كه شديد المنافات با غذاى اول نباشد كه برحسب جوهر ، مفسد غذاى اول باشد ؛ مثلا نان و آبگوشت غذاى اول باشد و غذاى دوم ، نان و سكنجبين باشد ، و يا در اين صورت برعكس باشد احتمال عدم فساد دارد . و اگر غذاى اول شيربرنج باشد ، مثلا ، و غذاى دوم نان و آبگوشت ترش ، يا شيرين با بادنجان ترشى باشد ، ممكن نيست كه بدون فساد ، انهضام پذيرد . بروز فساد عاجلش ، نفخ و قراقر و حموضت طعام يا تخمه يا غير اينهاست . و فساد آجلش ، توليد اخلاط رديهء مستعده از براى عفونت است .
[ وارد ساختن ميوهها و بقول بر اغذيه ]
همچنين « وارد ساختن ميوهها و بقول بر اغذيه » ، اسباب فساد است ؛ ولى تفاوت در آنها بسيار است ؛ حتى اينكه بعضى مصلح واقع مىشوند ؛ خاصه در معدههاى حاره ؛ مثل انارين و يا نارنگى و كاهو با سكنجبين و امثال آنها . و بعضى در هر معده ، مفسد است ؛ خاصه بر روى غذا ؛ مثل هلو و شليل و آلوچه و هندوانه و خيار و خربزه و امثال آنها . و تفاوت اگر داشته باشد ، به واسطه قوّت و ضعف حرارت معده است و تفاوت ديگر بر حسب قلت و كثرت مقدار آنها است در خوردن و آشاميدن مياه آنها .
« فسادهاى تداخل اغذيه » :
تخمه و دخانيه غذا در معدههاى قويه الحرارة و در ضعيفة الحرارة ، حموضت ترشى ، بدگوار بودن ، احداث نفخه و قراقر در امعاء ، عروض درد معده و در معدههاى ممتليه از فضول فاسده ، بروز هيضه يا تردد و اختلاف در فعل و زورها و پيچهاى روده و دفع خون و بلغم و اگر در اين احوال ، حرارت غريبه در آنها تأثير كند و عفونتى در رطوبات و فضولش احداث نمايد ، بروز حميات دائره و تبهاى نائبه مىشود ؛ خاصه كه تداخل اغذيه با ميوهها باشد .