خراجات بروز مىنمايد .
[ امتلاء و فساد از معده و امعاء آغاز مىشود ]
خلاصهء سخن : اين است كه جميع امراض ماديهء امتلائيه ، ابتداى بروز امتلاء و فسادش از معده و امعاء مىباشد ؛ خواه اسباب خارجه ، محركه امتلاء آنها شده ؛ خواه اسباب داخله ، محركه باشد .
اين مطلب بر هركسى معلوم و آشكار است به واسطهء اينكه هر عارضه و علتى كه در بدن بروز مىكند ، دافع يا مسكن سورتش ، نفض فضول از معده و امعاء است ؛ بلكه مبالغه در تنقيه آنها - هرچند به حقنهء تنها باشد اغلب ، رافعهء علل است ؛ مگر اينكه علل عارضه ، از از كميت خون باشد در اين صورت ، بعد از ازاله فضول از آنها محتاج به اخراج خون مىباشد و بسا اتفاق افتاده است كه مبالغهء در تنقيهء آنها ، مستغنيه از اخراج دم شده است .
فصل دوم : در اسباب موجبهء بر فساد فضول در معده و امعاء و سرايت آن فساد به مجاور و قريب يا بعيد از معده و امعاء :
[ به اين نحو كه در معده و امعاء يا ] در غير معده و امعاء ، اولا فسادى رو داده شود و بعد به فضول آنها ، سرايت نمايد . و آن اسباب ، يا خارج از بدن است ؛ يا داخل در بدن :
اما « اسباب خارجه » ؛
مثل حركت عنيفه بعد از خوردن غذا ؛ يا در آفتاب گرم و يا حمام گرم درنگ نمودن ؛ يا مواقعه در پرى شكم ؛ يا صبر بر گرسنگى كه باعث ريختن فضول است به معده - خصوصا صفرا كه ارق اخلاط و نيز اسرع حركة مىباشد ؛ بلكه خون به فرمودهء شيخ الرئيس - ، يا سوداى غير طبيعى ؛ يا طول توقف در هواهاى با كدورت ؛ خاصه اينكه كدورت هوا ، از ابخرهء ردية الكيفية باشد ؛ مثل ابخره نىزارها و و سايههاى اشجارى مثل انجير و گردو و مجاورت دبّاغخانه و سلّاخخانه و شورهزارها و استخرهاى عفنة المياه و مزبلها و امثال آنها كه باعث بر خفگى قلب و فساد رطوبات و ابخره در تنور بدن است - هرچند تأثير اين اسباب خارجه ، در ابدان و اشخاص ، مختلف است و برحسب عادات و عدم عادات و استعداد ، و عدم استعداد زود متأثر مىشود بعضى ، و دير قبول اثر مىنمايد بعضى ، و در بعضى هيچ تأثير نمىنمايد -
« اما اسباب داخله » :
عمده آنها ، سوء تدبير در اكل و شرب وجودت و ردائت جوهر غذا و آب مشروب است . و آنها هم برحسب عادات و قوّت و ضعف قواى متصرفه در