عادى مىكند . امّا اگر بدون مقتضيات و موانع ، شاهد كم و زياد بول هستيم ، بايد جستجوى لازم را به عمل آورد تا به سبب آن دست بيابيم و در ازالهء آن بكوشيم .
فصل چهارم : تدبير نوم و يقظه
يعنى خواب و بيدارى . هركس بايد در شبانه روز ، بهقدر عادتش بخوابد .
منتهاى خواب لازم ، هشت ساعت و حدّاقلش شش ساعت است ؛ بنابراين اگر كمتر از شش ساعت بخوابد ، موجب كسالت و سوء هضم مىشود و بدل ميزان تحليلرفتهء ارواح ، آنطور كه بايد و شايد حاصل نمىشود و قوا از خستگى زمان بيدارى فارغ نمىشوند . البته ممكن است تدريجا انسان خود را به كمتر از پنج ساعت خواب عادت دهد ، ولى بالاخره ، خصوصا در سنين كهولت ، موجب ضعف قواى بدن مىشود .
اگر كسى از روى اختيار نيست كه كم مىخوابد ، بلكه بىخوابى غير ارادى دارد ، بايد در رفع موانع داخليه ، مانند خشكى دماغ ، امتلاى آزاردهنده ، غلبهء ناريت روح ، امتزاج أبخرهء حارهء لذاعه با روح و غير اينها كه از علل بىخوابى هستند بكوشد ؛ يعنى به ترطيب دماغ ، دفع امتلاء ، ازالهء ناريت ، تحليل و تفرق ابخره و غير اينها از تدابير خوابآور بپردازد .
از اين بيان ، توضيح علل و اسباب پرخوابى و راههاى علاج آن هم روشن مىشود ؛ چه اينكه عكس بىخوابى است .
فصل پنجم : تدبير حركت و سكون بدنى
از جهت حركات بدنيه ،
لازم است كه هر حركتى كه مىكند به قدر قوتش باشد ؛ چه اينكه حركت زياده از توانائى ، مورث ضعف قوت ، خشكى و تحليل رطوبات لازمهء بدن مىشود . همچنين بايد مواظب باشد كه با پرى شكم و سيرى زياد ، و نيز در گرسنگى زياد كه هيچ رطوبت غذائى در شكم نباشد ، حركات تند و سخت نكند .
از جهت سكون بدنى ،
لازم است كه استراحت به قدرى باشد كه بدن آسوده شود و از كسالت حركت برآيد ، نه به قدرى باشد كه رطوبت غالب شود و موجب سستى بدن و اعصاب شود و سوءهاضمه آورد .