است .
پشه از دود انجير و سرگين گاو و سياهدانه و چوب صنوبر مىگريزد و به عضو چرب كرده ، كم مىنشيند .
مگسها از آب طبيخ خربق سياه و رايحهء زرنيخ زرد و كندش مىگريزند و قاتل آنهاست .
موش از مردار سنگ و شك و خبث الحديد مىگريزد و قاتل اوست و رائحهء زاج او را مىگريزاند .
مورچه از دود گوگرد و قطران و حلتيت و زهرهء گاو مىگريزد .
اصناف زنبور از بخار و دود گوگرد و سير خام مىگريزند و بر عضوى كه به خطمى ماليده شده نيش نمىزنند .
ارزه « 1 » از دود پر هدهد و پر كلنگ و گشنيز خشك و پودنه مىگريزد .
سوس - كه همان بيد خورندهء پشمينه است - را افسنتين و پودنهء نهرى و ساذج هندى مىگريزاند و مانع از خوردن پشمينه توسط او مىشوند .
شير را مىگويند كه از خروس سفيد مىگريزد .
پلنگ و گرك در اماكنى كه عنصل باشد نمىروند و پلنگ از شجرهء مران - چوبسنان - مىگريزد و از خانق النمر مىميرد .
گربه و دلق از بوى سداب و روباه از [ بوى ] بادام تلخ مىميرند و خربق ، كشندهء خوك است و سگ و شغال توسط ازاراقى مىميرند .
فصل پنجم : معالجهء گزيدگى حشرات و گزندگان
بايد نهايت سعى و كوشش را به كار گرفت تا حيوان گزنده را بشناسند تا ترياق ويژهء گزش او را به كار برند كه تفصيل آن خواهد آمد . امّا اگر نامعلوم
هامش
( 1 ) . در « تحفهء حكيم مؤمن » و « بحر الجواهر » ، « أرضه » ثبت شده است كه حشرهيى كوچك و به قدر نصف عدسى است و چوب مىخورد . م .