تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
برجسته و كلفت بوده و نبض هم امتلاى دموى داشته « 1 » و لرز شديد نباشد و بيمار هم عادت به فصد داشته و چندى است فصد ننموده است ؛ بنابراين بايد بعد از انقصاى سه اماله ، باز در روز وسط ، باسليق دست بيمار از فصد كنند و به محض خروج خون ملاحظه كنند كه اگر سياه و غليظ بود ، تا پنجاه ، شصت و بلكه هفتاد مثقال مىتوانند خون بگيرند و اگر كم‌رنگ و رقيق بود ، دست بر موضع نيشتر نهاده و ربع ساعت بعد يا بيشتر دست را بردارند ؛ اگر باز هم رقيق و كم‌رنگ بود ، فورا سر او را ببندند كه در اخراجش مفاسدى است كه كمتر از همه ، سوء القنيه و طول مدت مرض است ؛ امّا اگر سياه و غليظ بود بگذارند تا به قدر لازم برآيد . اگر بعد از اين تنقيه‌ها نوبه بريده نشود ، تدابير ديگر لازم مىشود از مداومت به شرب « سكنجبين بزورى » ، بلكه شرب « ماء الجبن » صبح‌ها . همچنين بايد قبل از بروز نوبه ، مخدّراتى چون « حبّ الشفا » و « فلونياى رومى » و « برشعثا » و غيره صرف كند ؛ هرچند در اين زمان - عصر مولف - جوهر « گنه‌گنه » ، بيماران تب‌هاى دايره را از شرّ مخدّرات در امان نهاده است ؛ زيرا از همهء ادويهء مخدّره - چه مفرده و چه مركبه - بهتر است و در قطع نوبه ها بىعديل است و ديگر نوبه‌ها برنمىگردند ؛ البته اين آثار در صورتى مترتب است كه ابتدا بدن از اخلاط تنقيه شده باشد ؛ « 2 » و گرنه جوهر گنه‌گنه تب را ريشه‌كن نمىكند و بعد از قطع شدن تب ، با كمترين سببى دوباره به شكلى شديدتر از اول برمىگردد و مفاسد ديگر از سفتى كبد يا طحال و سوء القنيه تولد مىكند و تدارك تب هم دشوارتر مىشود .

تبصره : جبران عوارض طحاليّهء تب ربع :

اين تب اگر طول بكشد ، باعث
هامش
( 1 ) . نبض عظيم ، سريع و متواتر ، دلالت بر امتلاى دموى دارد . جهت تحقيق اين نبض‌ها به كتبى چون « مفرّح القلوب » و « خلاصة الحكمة » رجوع شود . م . ( 2 ) . اگر دفع ماده به واسطهء غلظتش با تنقيه‌هاى مذكوره ممكن نشود ، ابتدا مخرجات سودا چون « حبّ ايارج » ، « حبّ لاجورد » ، « ايارج فيقرا » ، « معجون نجاح » و ساير مركبات مخرج سودا را به قدر توان مريض در روزهاى وسط مصروف دارند تا ان شاء اللّه ، بلكه با همين مسهل‌ها سودا اخراج شود و نوبه هم قطع شود . و اگر نشد ، حالا گنه‌گنه بدهند .