بجوشانند و صافشدهاش را با هشت تا ده مثقال ترنجبين بياشامند ؛ يا به جاى اين منضج ، گلقند را - كه از جملهء منضجات لازمهء امراض باردهء رطبهء بلغميه است - به تنهائى يا با سكنجبين يا با ترنجبين و آب داغ يا با همان منضج مذكور بياشامند .
همچنين در روز چهارم و ششم ، اماله را مثل روز اوّل يا اقوى « 1 » از آن سه چهار مرتبه تا غروب ، با دو قيد اعمال كنند : يكى اينكه اگر عصيان در طبيعت و غلظت و لزوجت بلغم مشاهده شود ، تربد سفيد مجّوف مدبّر نيمكوفته تا چهار يا شش مثقال بجوشانند و شحم حنظل از يك تا دو مثقال نرم بكوبند و سر داروى امالهها قرار دهند . دوّم اينكه در بعضى امزجه ، خصوصا اگر پيچ در امعاء مشاهده شود ، البته نمك را بايد موقوف دارند و در بين امالههاى مذكوره نبايد روغن بيد انجير در امالهها بريزند و در عوض آن ، از هشت تا دوازده مثقال فلوس خيارچنبر خالص [ در مجموع آبها ] و چهار تا شش مثقال در دو سه آب اخير داخل كنند .
همچنين بايد ريوند چينى و بورهء ارمنى را در يك پياله از آب اماله بسايند و زهرهء گاو و روغن گل سرخ هم در آن داخل كرده و مكررا در بين امالهها و از ناف تا پشت ظهار ، نيم گرم بمالند .
روز هشتم : اگر باز هم شرب منضج را صلاح دانند ، بايد در منضج مذكور ، تا چهار مثقال بسفايج فستقى نيمكوفته و دو مثقال گل سرخ و چهار تا شش
هامش
( 1 ) . امالهء قوى مثل : اكليل الملك ، بزرك و قنطوريون رقيق نيمكوفته ، از هريك سه مثقال ؛ افسنتين ، بابونهء خشك ، برگ سداب خشك ، گاو زبان ، ريشهء رازيانه ، ريشه شيرين بيان و گل سرخ ، از هريك دو مثقال ؛ سناء مكى ، شش تا هشت مثقال و سپستان ، تا بيست دانه ، همه را بجوشانند و در صاف شدهاش كافشه ، از دو تا شش مثقال ؛ گزنگبين علفى و شيرهء كشيدهء شكر سرخ ، از هريك ده تا شانزده مثقال در آن آبها حل نموده و با دوازده تا شانزده مثقال روغن بيد انجير بياميزند و همه را سه يا چهار قسمت نمايند و در آب اول ، دو مثقال و نيم از هريك از نمك و خاكشير داخل كنند و در دو يا سه آب ديگر ، تا دو مثقال بورهء ارمنى بسايند .