امور مولدهء اخلاط و رطوبات بلغميّه مىتوان تشخيص داد .
علاج :
مانند علاج مواظبه است كه خواهد آمد .
ب ) : مواظبه ( نائبه )
در اين تب ، عفونت بلغم در خارج عروق - مثل معده ، دماغ مفاصل و . . . - است و مواظب صاحبش است ؛ زيرا نوبهاش هجده ساعت از شبانه روز را در برمىگيرد .
علامت اين تب
آن است كه ابتدا شروع مىكند به كسالت و سنگينى همهء اعضا و قشعريره - كه عوام مىگويند انگار جاروبترى به بدنم ، خصوصا پشتم مىكشند - و سپس كم و زياد مىشود اعراضش تا به لرزى با سرماى بسيار مىانجامد كه گويا آب سرد و برف و يخ به اعضايش مىريزند و در منافذ اعضايش فرو مىكنند ؛ تا بعد از مدتى كمكم بدنش گرم مىشود و حرارت تب بروز مىكند - منتقل به تب گرم مىشود - و اكثر اين است كه در تب گرم ، حالت خواب و بلكه اشدّ از آن ، حالت كسالت از سؤال و جواب و قلت عطش عارض مىشود و از شرب مايعات بارده تنفر دارد و اگر بياشامد موجب نفخ شكم و قراقر است .
بدن همچنان به اين حالت است تا نداوتى از بدن بروز كند و عرق سيلان كند و با اين عرق - كه غالبا هم سرد و ترشبو و لزج است - بدن سرد مىشود و نوبه پايان يابد . بول در اين تب ، مايل به بياض و با غلظت است و اگر هم رنگى مثل قرمزى دارد ، يا از همين غلظت است كه آنگونه شده خصوصا اگر در دهانش احساس شيرينى كند و يا بلغم مالحى در مزاج قبول عفونت نموده است خصوصا اگر شورى در دهان احساس كند .
علاج :
روز اول : بايد دو سه پياله آب داغ را در حال قشعريره مكرر بنوشد تا تبش گرم شود و اگر در اين حالت تهوعى هم به هم رسيد ، اعانت بر قىء نمايد ؛