افشرههاى ترش اكتفا نمايد .
امّا اگر بعد از دو نوبه انقطاع نمايد ، بايد ميزان خون بدن را بررسى كنند ؛ اگر خون بدن زياد باشد ، بايد از قيفال يا باسليق به قدرى كه لازم دانند فصد كنند كه براى عود نوبه بسيار نافع است و نبايد از خونگيرى در صورت زيادت يا بدى كيفيات خون غفلت كنند و در غير اين صورت ، بايد منتظر عود نوبه و مفاسد ديگر باشد ؛ خصوصا در صورت زيادى خون ؛ زيرا خون زايد المقدار ، به غير از اخراج به آسانى نقصان نمىپذيرد ؛ ولى بدى كيفيت را مىتوان با تدابيرى اصلاح نمود .
ج ) : غب غير خالص ( دايره و لازمه )
اين نوع تبها ، به واسطهء ادخال بلغم در صفرا ايجاد مىشود كه اين اختلاط ، صفرا را غليظ نموده و حركت و تحليل آن را كند كرده و لذا زمان نوبهء اين غب از دوازده ساعت مىگذرد و ادوارش زياده بر هفت مىشود و بسا اتفاق افتاده است كه به سى و چهل روز و بيشتر كشيده شده است .
علاج :
به همان طريق دايرهء خالصه است ؛ منتهى بايد در منضجى كه در روز دوم آن تب ذكر شد ، مثل افسنتين ، ريشهء رازيانه ، تخم رازيانه و تا پنج مثقال گلقند را اضافه كنند و در امالهء مذكوره در روز سوم هم بابونه ، سداب خشك ، اكليل الملك ، بزرك ؛ افسنتين ، كافشه ، روغن بيد انجير و امثال آنها را بيفزايند و با سرداروى بورهء ارمنى سه چهار مرتبه اماله نمايند .
همچنين در مسهل مشروب روز هشتم ، دهم ، دوازدهم و شانزدهم ، بايد مخرجات اخلاط غليظه را مانند افسنتين ، تربد سفيد مجوّف مدبّر ، زوفاى خشك و امثال آنها را بيفزايند و اگر هم مطبوخ يا نقوع سنا « 1 » را بهعنوان مسهل مصرف مىكنند ، نمك فرنگى را هم در آنها بيفزايند تا مخرج اخلاط غليظه - خصوصا صفراى غليظه - باشد .
هامش
( 1 ) . مذكور در بحث غب دائرهء خالصه ( تعليقه ) . م .