انجام دهد . اگر افشرهء تمر - خصوصا با نمك - هم بخورند خوب است .
همچنين در اين روز اگر عوض نخود آب هندوانه بخورد - خصوصا اگر عطش مفرط باشد - نافع است و شب را هم آش روان با سكنجبين يا سركه و قند مصروف دارد .
روز نهم : اين روز هم مظنهء بروز نوبه است ؛ لذا بايد منضج مذكور در روز سوم را صبح با شيرخشت بياشامد و منتظر نوبه باشد ؛ اگر نوبه بريده شود ، چه بهتر و بايد به تدبير ناقهين - كه ذكر خواهد شد - رجوع كند ؛ امّا اگر بريده نشود ، باز يكى از مسهلات مشروب كه ذكر شدند « 1 » را در روز دهم بنوشد و سپس مقدار يك الى دو نخود - يا كمتر و بيشتر - از « گنهگنه » كه در اين روزگار متداول است را دو ساعت قبل از نوبه بياشامد كه يقينا مانع از آمدن نوبه است ؛ « 2 » منتهى نبايد از تنقيهء بقيهء اخلاط « 3 » كوتاهى كنند ؛ زيرا اگر بقيهء اخلاطى كه مستعد قبول عفونت هستند را به تنقيه اخراج نكنند ، گرچه اين گنهگنه را هم بياشامد البته از عود نوبه آسوده نخواهد شد .
تبصره : تدابير بهبوديافتگان :
اگر اين تب تا دو نوبه بيشتر طول نكشيده و منقضى شده ، بهبوديافتگان بايد جهت عدم عود نوبه ، صبحها شيرهء خنكى از تخم خرفه و گشنيز و خشخاش و مغز تخم خيارين - از هريك دو مثقال يا كمتر يا بيشتر - را در عرق كاسنى يا نيلوفر يا شيرخشت يا با نبات يا با شربت بنفشه بياشامد يا عوض اينها ماء الشعير بنوشد و روزها از همان آشها يا ميوههاى مناسبهء مذكوره تغذيه كند و شبها را ترپلو كمروغنى كه با گوشت بره يا جوجه و زرشك و آلو پخته باشند و يا چلو با قليهء ترشىدار و
هامش
( 1 ) . مذكور در بحث غب دايرهء خالصه ( پاورقى ) .
( 2 ) . گرچه قياس ، اقتضاى شرب گنهگنه را در نوبههاى صفراويه نمىكند ؛ زيرا مزاجش گرم و خشك و موافق صفرا است ؛ امّا اين اثر از آن به ثبوت رسيده يقينا .
( 3 ) . يعنى اخلاط صفراويهيى كه كاملا اخراج نشدهاند ؛ منتهى با شرب گنهگنه ، تبى بروز نمىدهند . م .