وقيرياميموس
بواو و قاف و تحتانى و راء مهمله و تحتانى و راء مهمله و تحتانى ثانى و الف و ميم و تحتانى ديگر و ميم و واو و سين مهمله حكهء شديده رحمست
فصل پانزدهم در هاء
هوز مشتمل بر دو مرض
وهن
بفتح اول و سكون ثانى و نون و
وهى
به تحتانى عوض نون اذيتىست كه به استخوان پا به آنچه محيط ويست از گوشت و رباط و جلد و جز آن لاحق شود و ويرا سست سازد بىآنكه استخوان از جاى خود برآيد و درد و كوفتگى عضو ماؤف با وجود امكان همگى حركات لكن تعسر بعض و تيسر بعض ديگر بر ان دلالت كند
باب الهاء
و فيه عشرة فصول
فصل اول در الف
و فيه مرض واحد
هاشمه
بها و الف و شين معجمه و ميم و هاء موقوفه بر وزن عاصمه شجّهايست كه استخوان سر را بشكند و لفظ مذكور ماخوذ از هشم بالفتح بمعنى شكستنست
فصل دوم در فوقانى
و فيه ايضا مرض واحد
هتك
تفرق اتصاليست كه در طرف عضله افتد و در باب فوقانى معه چهره مذكور شد و در لغة بمعنى پرده دريدن آمده و كفى به مناسبة فافهم
فصل سوم در جيم
و فيه ايضا مرض واحد
هجر
بكسر اول و سكون ثانى و راء مهمله لغة و اصطلاحا عبارت از هذيان و سخن بيهوده گفتنست و بالضم بمعنى سخن ياوه و بيهوده آمده
فصل چهارم در ذال
معجمه مشتمل بر سه مرض
هذى
بفتح اول و سكون ثانى و تحتانى و
هذيان
بفتح اول و ثانى و تحتانى و الف و نون و
هذا
بكسر اول و فتح ثانى و الف لغة و اصطلاحا تكلم بكلام نامعقول بلااراده است و فارسى وى بيهوده گفتنست و از خلل دماغ بهر سبب كه باشد بهم رسد
فصل پنجم در راء
مهمله و فيه مرض واحد
هرب الاذن
پوشيده نماند كه هرب بفتح اول و سكون ثانى و موحده بمعنى گريختن آمده و اذن بالضم بتازى گوش را گويند و هرب الاذن آنست كه گوش از اصوات عظيمه و حاده متاذى بايذاء شديد و متالم بالم قوى گردد و تارة از ضعف قوى نفسانيه باسرها و اخرى از ضعف قوت سامعه فقط بهم رسد
فصل ششم در زاء
معجمه مشتمل بر دو مرض
هزال
بضم اول و فتح ثانى و الف و لام لغة و اصطلاحا عبارت از انتقاص گوشت و لاغرى ست و حدوثش از بسيار كم خوردن غذا و لطيفخوارى آن و بودن وى فاسد و نامطبوع و سوء مزاج اعضاء و آفت احشا و كثرت تحليل از جهت كثرت هموم و غموم و كثرت و سرعت رياضت صورت بندد و تقدم سببى از اسباب مذكوره بر تعين وى دلالت كند و
هزال الكلية
عبارت از ذبول گرده و قلت گوشت وىست و حدوث وى از كثرت جماع و فرط استفراغ يا باسهال بود يا بادرار و سوء مزاج گرده حار بود و هو الاكثر يا بارد ساذج بود يا مادى صورت