ما مر نفخه و انتفاخ گويند نه ورم و نيز بايد دانست كه ورم از دو حال بيرون نباشد گرم باشد يا سرد لكن اكثر اطبا اطلاق لفظ حار نكنند مگر بر ورمى كه مادهء وى حار بالذات بود چون خون و صفرا اما شيخ الرئيس بر هر ورمى كه مادهء وى عفن باشد حار بالذات بود يا حار بالعرض اطلاق حار مىكند و امثال حار بالعرض ورميست كه از بلغم يا سودا حاصل شود چه توريم اين هر دو خلط نزد وى بىتعفن صورت نهبندد پس ازين كلام ظاهر شد كه نزد شيخ هر ورم كه از اخلاط حاصل شود حارست و مخصوص بورم بارد ورم ريحى و مائىست چه در توريم آنها على ما لا يخفى عفونت را مدخلى نيست
ورم رخو
پوشيده نماند كه رخو بهر سه فتح و مشهور بكسر اولست در لغت بمعنى چيزى نرم آمده و ورم رخو را بحذف لفظ ورم رخو نيز گويند و بالجملهء ورم رخو ورم سفيدرنگ مسترخىست كه در وى شائبه حرارت و درد نباشد و باشد كه گونه درد كند چه بلغم ببرد و تمديد خود مولمست لكن اين قدر هست كه ايلام وى نسبت بايلام ديگر اورام اندك باشد و اوذيما كه در باب الف ذكر يافت همينست
ورى
بواو و راء مهمله و تحتانى بر وزن مرى آنست كه زردآب جوف عضو را بخورد
ورسكين
نوعىست از انواع جدرى سبزرنگ كه در وسط وى خطوط سفيد بود مر فى باب الجيم
فصل نهم در شين
معجمه و فيه مرض واحد
وشم
بفتح اول و سكون ثانى و ميم آنست كه جلد را بسوزن بكاوند پس سرمه يا نيل در ان پر نمايند يا آب گندنا و امثال آن بر ان بمالند تا اثر سبز يا كمود بر جلد عضو ظهور نمايد و وى در ديار عرب و ديار هند بنا بر زينت معمول اناثست و بقول مؤلف رح فى الواقع كه مقبوحترين چيزهاست
فصل دهم در صاد
مهمله و فيه ايضا مرض واحد
وصب
بفتح اول و ثانى و سكون موحده لغة و اصطلاحا دوام درد و لزوم ويست و گاهى بر تعب و فتور بدن نيز اطلاق كنند
فصل يازدهم در ضاد
معجمه و فيه ايضا مرض واحد
و صح
بفتح اول و ثانى و سكون حاء مهمله على ما قال الشيخ بهق ابيضست و گذشت
فصل دوازدهم در عين
مهمله و فيه ايضا مرض واحد
وعك
بفتح اول و سكون ثانى و كاف حمىست و مر
فصل سيزدهم در غين
معجمه و فيه ايضا مرض واحد
وغف
بفتح اول و سكون ثانى و فاء ضعف بصرست
فصل چهاردهم در قاف
مشتمل بر سه مرض
وقر
بفتح اول و سكون ثانى و راء مهمله بطلان قوت سمع با وجود تجويف صماخست و فرق در وى و در طرش در اثناء ذكر طرش گذشت و كذلك سبب حدوثش
وقص
بواو و قاف و صاد مهمله بر وزن وقر شكستن گردنست بهر سبب كه باشد پوشيده نماند كه تسميهء اين امراض حسب معنى لغويست