قوم مسطورست احترازا عن الاطناب از ان اعراض نموده شد و رخو وجعى را گويند كه مادهء ممدده فقط گوشت عضله را كه رخوست بدون عصب و وتر متمدد سازد و از ان رو حالتى ناملائم بظهور انجامد و الفرق بينه و بين التمددى و الناخس غنى عن البيان و كاسر كه آن را بكسر نيز گويند وجعىست كه بسبب توسط ماده يا ريح فى ما بين الغشاء و العظم يا به سبب انقباض غشا به استيلاء برودت شديده بر ان بمنصهء ظهور رسد و عليل چنان پندارد كه عضو را كسى مىشكند و ضاغط دردى را گويند كه به سبب تضيق ماده يا ريح مكان بر عضوى از اعضا از همه جهات تنگى كند و عضو مسطور از اطراف خود بتمامها در ذات خود منقبض شود و مريض چنان دريابد كه بعض اجزاء عضو ماؤف به بعض منضم شده و مفتح آن وجعست كه ريح غليظ و هو الاكثر يا خلط غليظ و هو الاقل فيما بين عضله و غشاء آن متحلل شود و در اتصال غشا بلكه در اتصال عضله بجميع اجزاهما تفرق آرد و ضربانى از ان مراد دارند كه در عضوى از اعضاء حساسه كه در ان شريان ضارب باشد ورم حار دست دهد و از ان رو ضربان شريان كه در حال صحت مدرك نمىآيد بر سبيل وجع مدرك شود و ثقل از ان اعتبار دارند كه در عضو غير حساس مانند ريه و كليه و طحال ورم حادث شود و بنا بر ثقل ورم عضو باسفل منجذب شود و لفافه و علاقه آن عضو كه منبت لفافه باشد بالتبع باسفل منجذب گردد و بنا بر حس خود لفافه مذكوره و علاقه مزبوره حالت مسطوره را كه ناملائم و عبارت از انجذاب باسفلست دريابد يا آنكه ورم سرطانى كه مبطل حس باشد در عضو حساس حادث شود و بنا بر على بطلان الحس غير از ثقل درد محسوس نشود مانند سرطان كه در فم معده افتد و ثاقب نزد اطبا آنست كه مادهء غليظه يا ريح غليظ فيما بين طبقات عضو صلب غليظ الجرم مانند معاء قولون محتبس شود و همواره آن عضو را بشگافد و در ان نفوذ نمايد و بيمار چنان پندارد كه كسى به مثقب ثقبه مىكند و مسلى نيز از مادهء ثاقب و در عضوى كه وى حادث مىشود پيدا مىگردد مگر آنكه مادهء موجبه در مسلى حال تمريق و شگافتن در جرم عضو محتبس و بند مىباشد گويا كه جوالدوز در عضو منصوب و استاده است و مادهء ثاقب بهطورىكه مثقب شيئا بعد شىء نفوذ مىكند نافذ مىشود و فرق فيما بينهما همين قدرست و بس وجه تسميهء اقسام اوجاع ذوات الاسماء به لحاظ معانى تقويه آنها بر اهل فطانت مخفى و محتجب نيست تامل و تدبر و قسم ديگر آنكه براى وى نام خاص موضوع نشده بلكه چون خواهند كه ويرا تعبير نمايند بسوى موضع آن مضاف سازند كما يقال وجع المعدة و الخاصرة و الكلية و الكبد و الظهر و الطحال و المثانة و نحوها
وجع المفاصل
پوشيده نماند كه مفاصل ميم و فا و الف و صاد مهمله و نام بر وزن مداخل جمع