تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
انفجار بر ان بگذرد و اقل آن يك چله است و زيادة تحقيقه مر فى اثناء ذكر تفرق الاتصال فتذكر

ناصور

بصاد مهمله ناصورست و جمع آن نواصير بر وزن مصابيح آمده

نافض

بنون و الف و فا و ضاد معجمه بر وزن حامض ماخوذ از نفض بمعنى فشاندن و عبارت از اهترازيست كه با حركات غير اراديه دبر و ظاهر بدن حاصل شود يقال اخذه حمى نافض و حمى النافض و حمى ينافض و در حميات مذكور شد

نائبه

بنون و الف و همزه و موحده و هاء موقوفه بر وزن صائبه تبيست كه هر روز نوبه كند و مر فى الحميات

فصل دوم در موحده

مشتمل بر دو مرض

نبج

بفتح اول و سكون ثانى و جيم عبارت از نقاط و آبله است كه به سبب صنعت و كار كردن بر دست حادث شود و فارسى وى آبله دست‌ست

نبتس

بفتح اول و ثانى و سكون فوقانى و سين مهمله نقطه سفيدست كه بر ناخن ظاهر شود و اغلب كه مرادف فوقه باشد و اللّه اعلم

فصل سوم در فوقانى

مشتمل بر چهار مرض

نتن الانف

پوشيده نماند كه نتن بفتح اول و سكون ثانى و نون بمعنى گندگى و گنده شدنست و انف بفتح همزه و بتازى بينى را گويند و نتن بينى كالبخرست مر دهن را و ويرا بخر الانف نيز گويند و مر فى باب الموحدة

نتو

بضم اول و ثانى و سكون واو لغة و اصطلاحا عبارت از برامدن عضو و بلند شدن آن از موضع خود و تورم رحم‌ست

نتو الرحم

آنست كه رحم از فرج خارج شود و اين دو گونه باشد يكى آنكه رحم از اصل متقلب شود و بحيثيتى كه باطن وى بتمامه ظاهر گردد و ثقبه عنق او ؟ ؟ ؟ عنقى و ناپيدا شود و اين نوع را انقلاب الرحم نيز گويند و مر فى باب الموحدة و دوم آنكه رحم به همان هيئت كه هست بىانقلاب فروسو آيد و گردن آن از فرج بروز نمايد و درين هنگام ثقبهء آن باقى باشد و ايضا نتو الرحم را على ما مر فى موضعه عقل و قرن و صاحبه آن را عقلا و قرنا گويند هذا اكنون بايد دانست كه حدوث اين مرض از كشيدن مشيمه يا جنين ميّت به غير ترتيب و استرخاء رباطات رحم يا انقطاع آنها به سبب افتادن عورت بر عجز از محل بلند يا جهيدن آن يا برداشتن يا كشيدن بار گران و ضعف و استرخاء اعصاب رحم بنا بر فزع شديد دست دهد و باشد كه استرخاء اربطه رحم از رطوبات لزجه مرخيه باعث اين مرض گردد و بالجمله درد عظيم عانه و قطن و پشت و مقعد و كزاز و رعشه و خوف بلاسبب و بروز چيزى نرم غليظ الجسم در فرج بر اين علت دلالت كند و آنجا كه سبب رطوبات لزجه بود سيلان رطوبت نيز گواهى دهد

نتو السرّه

پوشيده نماند كه سرّه بالضم سين مهمله و شد راء مهمله مفتوحه و هاء موقوفه بتازى ناف را گويند و نتو السره عبارت از ارتفاع و بلند شدن ناف‌ست و وى گاهى از سوء تدبير قابله و انفتاق صفاق اين موضع كه مسمّى الفتق مراق البطن‌ست و رطوبت بلغميه كه در ان