تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
و بر اطفا سراج قدرت نيابد و كذلك تغميض چشم شق ماؤف ممكن نباشد و از آنكه دماغ مبداء اعصاب وجه و اصل نخاع‌ست آفت آن بىآفت بدن صورت نه‌بندد و عروض از بجميع شعب اعصاب هر دو شق وجه بىآفت دماغ كمتر باشد و حدوث لقوه كه عام شقين بود نادرست و از خواص ويست كه اعوجاج در وجه ظاهر نمىشود ليكن در انطباق اجفان فتور افتد و ديگر اعراض مقدمه و وجوديه بيشتر از ان باشد كه در يك جانب بود و علت مذكوره تارة بنا بر كشيده شدن اندامها بسبب امتلاء عضلات از رطوبت بارده يا بسبب ورم عضله گردن يا بسبب استيلاء جفاف و يبوست بواسطهء علت حرارت محرقه و كثرت استفراغ تشنجى بود و اخرى از جهت اغشيهء وتر و سست شدن اعصاب و عضلات يك جانب و انسداد منافذ روح و سست گشتن اندامها بسبب رطوبت رقيق كه از دماغ ريزد استرخاى و فرق فيما بينهما آنست كه در تشنجى بزاق كمتر باشد و حواس سليم و پوست پيشانى شق ماؤفيه صلب و طرنجيده و به بالا كشيده بنوعى بود كه غصون و شكنج ناپيدا شود و در پوست سر يا در ناحيه گردن شكنج پديد آيد و اكثر از صداع خالى نباشد و در استرخائى آب دهان بيشتر بود و حواص خاصه ذائقه ثقيل و تكدر و جلد شق ماؤف مسترخى و پلك زيرين آن طرف فروهشته نزد سيلان اشك از چشم آن‌سو اكثر باشد و لقوه نام عقاب‌ست و بنا بر تشبه اشداق صاحب اين مرض به اشداق عقاب در سعة و فراخى بدين اسم موسوم شده و بعضى در وجه تسميه تشبيه اعوجاج روى عليل باعوجاج منقار عقاب گفته‌اند و بعضى گفته‌اند وجه تشبه آنست كه هميشه سر عقاب مائل بيك طرف باشد فائده اطبا را در صحت و ماؤفيه شق مائل اختلاف‌ست اكثرى از قدما بر انند كه شق مائل عليل‌ست يوحنا بن ماسويه گويد كه علت در شق مستوىست و حق نزد شارح رحمه اللّه آنست كه در تشنجى مائل بلاشبه و شك صحيح باشد و در استرخائى گاهى جانب مائل صحيح بود و گاهى امر بالعكس بود و هريكى بر اثبات مدعاى خود دليلى ذكر كرده خوفا عن الاطناب از ان اعراض نمود فائده مضرت اين علت با وجود قبح منظر زوال حس فروق و بطلان قوت مضغ و بطور كلام و سيلان دمع در بعضى از چشم متعذر الغمضست

فصل نهم در ميم

و فيه ايضا مرض واحد

لمم

بفتح اول و ثانى و سكون ميم دوم جنون‌ست و مر فى باب الجيم

فصل دهم در نون

و فيه ايضا مرض واحد

لنج

بلام مفتوحه و نون و جيم سدرست و مر فى باب السين المهمله

فصل يازدهم در واو

مشتمل بر چهار مرض

لوقوقون

بلام و واو و قاف و واو دوم و قاف ثانى و واو سوم و نون و بعضى موضع قاف اوّل فاء ثابت مىكنند و بالجمله وى بيونانى قرحه عتيقه ضيقه چشم‌ست

لوثه