آن در فم معده غثيان رنجه دهد و اگر كثير و غليظ غائص بود و قوت ماسكه چندان قوى و معده ضعيف نبود بقى مندفع شود و بالجمله غثيان و تهوع و قى على سبيل منع الخلو از لوازم اين مرضست و گاه باشد كه ابخره فاسده از معده بدل و دماغ برايد و خفقان و سدر و دوار رو نمايد و گاهى بنا بر هرب حار غريزى رنگرو و سحنه متغير شود و در بعض احيان حالتى دست دهد كه صاحب او قادر بر تعريف علة و بيان مرض نبود
قلق السنّ
تحرك دندانست بهر سبب كه باشد چه سن بالكسر و الشد بتازى دندان را گويند و قلق على ما يفهم مما ذكر الفا ملزوم تحركست فافهم
قلة اللبن
ظاهرست و اسباب كمى شير و منى واحداند چه مادهء هر دو خونست هذا اكنون بايد دانست كه قلة شير از قلت خون كه اصل ويست و كثرت خون بنا بر عجز طبيعت از تصرف و فساد خون صورت بندد و قلت خون بنا بر برآمدن وى بهر سبب كه باشد و قلت غذا و اكل اطعمه شديد البرد و اليبس و اعراض طبيعت از توليد خون بسبب اعراض نفسانيه يا بدنيه و عروض سوء مزاج بمنصهء ظهور رسد و نحافت بدن و بىرونقى بشره و تقدم سبب بر هريكى از اسباب مذكوره دلالت كند و اسباب كثرت خون ضد قلةست و علامات غلبه دم بر ان شاهد و فساد خون گاهى از استيلاء سوء مزاج ساذج بود و گاهى از اختلاط خلطى از اخلاط ثلثه و آثار سوء مزاج بارها ذكر يافت و رقت و صفرت شير و حرقت و تيزى طعم و بوى آن دليل صفراويت و غلظ قوام و قلة مقدار و بياض لون ضارب بكدورت نشان سوداويت و شدت بياض لون و مائية قوام علامة بلغميه است و پوشيده نماند كه اگر بر بلغم برودت مستولى بود شير حامض الطعم و الرائحه باشد و اگر با بلغم حرارت بود ملوحة در طعم شير پديد آيد فائده گاه باشد كه خون در بدن موافق و صالح باشد لكن عدم شفقت مادر يا خوف شديد و حزن قوى يا سببى ديگر كه باعث اعراض طبيعت از اهتمام توليد شير بود موجب اين مرض گردد و آثار سابقه بر آن گواهى دهد
قلّ
بكسر اول و شد ثانى نافضست و سيجى ان شاء اللّه تعالى فى باب النون
فصل دوازدهم در ميم
مشتمل بر سه مرض
قمقام
بفتح اول و سكون ثانى و لام لغة و اصطلاحا عبارت از حيواناتست كه در پلك و سائر جسد از رطوبة عفنه بلغميه كه طبيعت ويرا بنا بر كراهيت عفونت و وسخيت پس از نضج بناحيت جلد و بسوى بن موى دفع كند متولد شود زيرا كه اصول شعور مواضع مهياست مر قبول فضول را و پوشيده نيست كه رطوبة طبع صالح بود خواه فضلى فاسد به تصرف حرارة غريزى باشد يا غريبى صلاحية حيواة و افاضة نفس حسب استعداد خود بهم مىرساند و از مبداء فياض