تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
ضرر رساند يا از جهت آنكه قرانيطس يعنى هذيان از لوازم ويست

قرون

بضم اول و ثانى و سكون واو و نون از لغة جمع قرن بالفتح بمعنى شاخ معلوم مىشود و در عرف اطبا نوعى از ثاليل ست كه همچون قرون درر ؟ ؟ ؟ و معوج باشد و مر فى الثاليل

قرح

بفتح اول و سكون ثانى و حاء مهمله

قرحه

بالحاق هاء موقوفه على ما مر فى اثناء ذكر تفرق الاتصال لغتىست در ان لغة و اصطلاحا عبارت از جراحة متقيحه است قرشى عليه الرحمه گفته كه تفرق اتصال لحمى جديد را جراحت و قديم را كه در وى مده مجتمع شده باشد قرحه گويند و پوشيده نماند كه خراج منفجر را به شرط عدم ازمان نيز قرحه نامند كما مر اليه الاشارة فى باب الفوقانى و قرح بالضم بمعنى درد جراحت‌ست و بالجمله قرحه و در هر عضو كه افتد بدان منسوب گردد چنانچه قرحه مثانه و كليه و اذن و حلق و مانند آن و اصناف قرحهء بسيارست چنانچه در اين رساله ان شاء اللّه تعالى حالا مرقوم مىشوند

قروح عفنه

عبارت از ان قروح‌ست كه حرارت ناريه بنا بر استيلاء خود بر حرارت غريزيه بر ان قروح غالب آيد و در ماده آن احداث عفونت نمايد

قروح سانفه

پوشيده نماند كه سانف بسين مهمله و الف و فا بر وزن سابق بمعنى قديمست و قروح سانفه عبارت از قروح قديمه است كه آثار مصلبه سادة المسام از ان باقى ماند

قروح بلخيه

قروح مع البثور ذى خشك‌ريشه است كه با سيلان زردآب برآيد و اكثر با غشى و خفقان يار باشد و وى از جنس سعفه رديه و من جمله قروح ساعيه است و بنا بر كثرت حدوث آن در بلخ بدين اسم موسوم شده هذا اكنون بايد دانست كه از خواص اين مرض‌ست كه گرداگرد او خورده شود و حدوثش گاهى از گزيدن پشهء خنسه و رتيلا صورت بندد

قروح وضره

پوشيده نماند كه و ضر بفتح واو و سكون ضاد معجمه و راء مهمله بمعنى ورن و چرك‌ست و وضره بالحاق هاء لغتى در ان و قروح وضره آنست كه در ان انواع ريم و چرك باشد و سببش اختلاف ماده در نضج و احتراق بود و وى از انواع قروح عسر الاندمال‌ست

قروح خيرونيه

قسمىست از قروح عسير الاندمال كه قوى الفساد باشد و از خواص ويست كه ؟ ؟ ؟ بائين سائر قروح عسير الاندمال بنا بر رداة ماده بىآنكه ناصور گردد يا بتاكل گرايد اندمال آن متعسر باشد فاضل الاطبا جالينوس در شرح فصول بقراطى گفته كه قرحه خيرونيه منسوب بخيرون طبيب‌ست چه وى اول كسىست كه قرحه مذكوره بر بدن آن حادث شده فائده از آنكه بتقريب بيان ماهيت خيرونيه ذكر متاكله و عسير الاندمال رسيد كشف آنها نيز بر سبيل اجمال لازم ديد پوشيده نماند كه قروح متاكله آنست كه در هر عضو كه افتد بطور اكلى او را بخورد ليكن چنانچه در ان خار بودن شرطست درين نيست و سبب اين قريب سبب آن و سبب عسرة