تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
بادانگيز و به شرط حمل گرفتن سقوط آن قبل از بزرگ شدن و هنگام مجامعت آواز باد از فرج بيرون آمدن بر تولد باد و دريافت قابله بحس بر عروض ورم صلب و غيره بر فم رحم گواهى دهد و گاه باشد كه انحراف فم رحم در مقابل فرج باعث اين مرض گردد و انحراف مسطوره بسبب ورم صلب رحم و بار گران برداشتن و جهيدن و ترسيدن و چيزى گران كشيدن و جز آن كه باعث نتو الرحم گردد دست دهد و تكاثف و تقبض شق واحد رحم و كذلك امتلاء عروق يك شق و همچنين تمدد در رباطات و الياف احد للشقين نيز از اسباب انحرافست و بالجملهء هنگام مجامعت متالم شدن رحم و آثار امراض مذكوره دليل ويست و باشد كه زحير و حبس البول و غائط در ان دست دهد هذا اكنون بايد دانست كه در بعضى احيان رحم از علة پاك باشد و بدن سالم اما امور خارجيه كه مانع استقرار نطفه يا چنين بود چون برخواستن زن بعد از انزال قبل از استقرار منى در رحم و حركة عنيف و جوع شديد و متالم شدن زن بامرى از امور بدنيه يا نفسانيه و كثرت استفراغ و افراط جماع و فرط استحمام موجب حدوث اين علة گردد و تقدم سبب بر ان گواهى دهد

عقال

بضم اول و فتح ثانى و الف و لام تشنج ريحىست و لفظ مذكور مشتق از عقل‌ست و عقل بالضم عبارة از التواىست كه در پاى شتر دست دهد و المناسبة لا يخفى

عقده

بضم اول و سكون ثانى و فتح دال مهمله و وقف هاء در لغت بمعنى گره و بند شاخ و بستگى زبان استعمال يافت و اطبا گاهى بر بستگى و گرفتگى زبان و گاهى بر چيزى كه سلعه مانند بر بدن مجتمع گردد و بعجز اشتهار دارد و گاهى بر آنكه بنا بر انصباب رطوبات غليظه از سر بر پلك بالا و متحجر شدن آن در ان حادث شود و در بعضى احيان مانند سلعه متحرك و احيانا صلب و غير متحرك و دفعة منبسط در سطح جلد برنگ ياقوت سرخ يا بلون بادنجان متشبث بعضو باشد اطلاق كنند

عقف

بفتح اول و ثانى و سكون فاء دوم زوائد غليظه است كه بر مفاصل اطراف پديد آيد و از خواص ويست كه دراز و معقف بود لهذا بدين اسم موسوم شده چه عقف بالفتح در لغت بمعنى كجى و كج شدن آمده فمنه اخذ هذه الاسم

فصل هفدهم در لام

مشتمل بر سه مرض

علّة الدّجاجه

زحيرست و مر فى باب الزاء المعجمة و از آنكه صاحبش بطور دجاجه بالضم كه بتازى ماكيان‌ست چيزى قليل از مبرز براز مندفع سازد بدين اسم موسوم گشته

علّة النفاخه

ماليخولياء مراقيست و سيجيئ ان شاء اللّه تعالى فى باب الميم و از آنكه نفخ شكم از لوازم ويست باسم موسوم موسوم گشته

علة الدخانيه

علتىست كه صاحبش دريابد كه گويا دخان از دل وى مرتفع مىشود لهذا ويرا بدين نام ناميده‌اند و علت مولدهء اين علة احتراق اخلاط
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 242 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )