تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

غدّه

بضم اول و شد ثانى و وقف هاء گوشت پارهء سخت‌ست كه بسببى از اسباب مرضى در ميان گوشت و پوست عارض شود و از خواص ويست كه لحم و جلد را از هم جدا كند و فيما بينهما امتياز دهد و ايضا اين لفظ را بر زيادة لحم ماق اكبر بر قدر طبيعى كه در اكثر امر از مقدار فندق زياده نشود و گاهى بزرگتر گردد به حدى كه منع بصارة كند اطلاق مىكند و وى مقدمهء غرب باشد و مادهء هر دو فضول غليظه است كه بجايگاه علة توجه نمايد

فصل پنجم در راء

مهمله و فيه مرض واحد

غرب

بفتح اول و سكون ثانى و موحده على ما هو راى الجمهور ناصوريست كه در موق انسى پديد آيد و گاهى سر كند و پيوسته از ان ريم مندفع شود و گاهى سر نكند و با درد بود بمشاركت آن چشم هميشه دردناك باشد و باشد كه بنا بر امتلاى دائمى فسادى در چشم رو نمايد هذا اكنون بايد دانست كه مادهء اين علة گاهى بسوى بينى بكشايد و از منفذى كه ميان چشم و بينىست ريم از راه بينى برون آيد و گاهى در پوست پلك بكشايد و غضروف پلك را تباه سازد و چون انگشت بر پلك مالند ريم برآيد و تسميهء اين علة باسم عرض لازم‌ست چه غرب در لغة بمعنى سيلان اشك كه منقطع نگردد آمده و بعضى بر انند كه وى عبارة از خراج صغير متقيح‌ست كه در لحاظ حادث شود و از شان ويست كه در اكثر امر ناصور گردد

فصل ششم در زاء

معجمه و فيه ايضا مرض واحد

غزاره

بفتح اول و ثانى و الف و فتح راء مهمله و وقف هاء در لغة بمعنى بسيارى و بسيار شدن هر شى عموما چون شير و آب ميوه و مانند آن آمده و اطبا بر افزونى شير خصوصا اطلاق مىكنند و افراط وى بنا بر احداث ضعف و خوف بستگى و حموضة شير و انطفاء حرارت غريزى پستان و حدوث ورم از غاية تمدد در ان مرض‌ست انتباه بعضى زنان باشند كه بسيار خورند و خون در بدن ايشان بيشتر متولد شود و بدان سبب شير وافر گردد و با وجود آن هيچ آفتى پديد آيد نيايد

فصل هفتم در شين

معجمه مشتمل بر دو مرض

غشوه

بفتح اول و ثانى و فتح واو و وقف هاء

غشاوه

بزيادة الف در ثالث لغتىست در ان لغة و اصطلاحا عبارت از ظلمة بصرست

غشى

بضم اول و مشهور بفتح ويست و كسر ثانى و سكون تحتانى آنست كه اكثرى از قوى جساسه و محركه بنا بر اذية قلب و ضعف آن و اجتماع روح بتمامه در ان بتعطيل گرايد و آدمى را بيهوشى رو نمايد هذا اكنون بايد دانست كه سبب كلى اين مرض تحليل روح يا احتقان ويست و تحليل روح از استفراغ مفرط يا لذت بسيار يا درد عظيم بمنصهء ظهور رسد و احتقانش از فرط امتلا خاصهء اكثر ؟ ؟ ؟ شدابى بود يا غم يا ترس ناگهانى دست دهد و شرب سموم بارده و حدوث سده در شريان وريدى و ابهر من جمله اسباب
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 244 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )