تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
عليه و آله الصّلوة و السّلام العطاس من الرحمن واقع شده ليكن از آنكه از افراط وى خاصهء در ابتداء زكام و حميات و در كسانى كه دماغ ايشان را حرارت ضرر دارد يا در سينهء مواد بسيار بود يا خون از بينى بيشتر آيد باعث آفات‌ست شارح اسباب در اين باب گفته كه عطسهء متواتره بساست كه مهيج رعاف شديد مىگردد و در اكثر در حميات و ما يماثلها به حدى رسد كه قوت ساقط كند و بالجملهء زيادتى آن ردى و ناپسنديده است و اعتدال وى خصوصا كسى را كه در سردى بخار اندك يا خلط بسر بود يا در دماغ آن مادهء پخته و نضج يافته مهيا بر دفع باشد محمود و پسنديده فائده عطسه زنان را هنگام ولادت بر اخراج جنين و مشيمه يارى دهد و از خواص ويست كه بىقوت دماغ بحصول نه‌انجامد و لهذا قرب موت عطسه نيايد

عطاش

بضم اول و فتح ثانى و الف و شين معجمه لغة و اصطلاحا مرضيست كه چون به انسان رسد هرچند آب نوشد سيراب نشود و سبب وى قوت اسباب عطش مفرط بود

عطش

بفتح اول و ثانى و سكون شين معجمه اصلا و عرفا عبارت از افتقار مفرط طبيعة بسوى بارد رطب‌ست و ويرا لهبه نيز گويند چنانچه در باب لام بعون اللّه الملك العلام مذكور خواهد شد و از آنكه عطش مفرط گاهى صادق بود و گاهى كاذب به دو قسم بيان كنم

قسم اول در عطش صادق

و وى بر چند گونه است يكى آنكه از حرارت معده يا جگر يا از يبوست آنها يا از هر دو افتد دوم آنكه از گرمى سينه يا شش يا دل حادث شود و علامات هريكى ازين دو نوع از مبحث سوء مزاج اعضاى مسطوره جويند و فرق بينهما آنست كه اول از نوشيدن آب سرد بيشتر تسكين يابد و در ثانى از استنشاق نسيم بارد اكثر تخفيف رو نمايد سوم آنكه از ورم جگر و سدهء آن بنا بر انضغاط مجارى و نفوذ آب بجگر دست دهد و آثار آماس كبد و نشانهاى سدهء آن بر آن گواهى دهد و پوشيده نماند كه سوء مزاج بارد كبد گاهى بنا بر تضعيف قوة جاذبهء محدث اين مرض گردد و امارات برودت كبد بر ان شاهد بود چهارم آنكه سوء مزاج حار گرده بواسطه كثرت جذب مائة از كبد باعث اين علة شود و دلائل حرارة گرده بر ان دلاله كند پنجم آنكه خوردن اشياء حاره بالقوه يا بالفعل چون شرب شراب صرف كهنه و خوردن بصل و ثوم و طعام حار بالفعل و خوردن گوشت افعى و فرفيون و مانند آن موجب عروض اين مرض گردد و تدبير سابق بر تعين سبب گواهى دهد و عدم صبر از نوشيدن آب يك لحظه و احتباس بول امارة خاصهء خوردن گوشت افعىست ششم از خوردن برف يا چيزى غليظ لزج مانند ماهى تازه و هريسه و كله پايچه بمنصهء ظهور رسد