و عقام بالضم گويند
عقر
بضم اول و سكون ثانى و راء مهمله لغة و اصطلاحا عبارت از امتناع استيلاء مرد و زن و نازائيده شدن ايشانست و ويرا على ما مر آنفا عقم نيز گويند و منه رجل عقيم و عاقر و امرة عقيمة و عاقرة هذا اكنون بايد دانست كه چون علة مسطوره تارة از جانب مرد و اخرى از جانب زن باشد به دو نوع بيان كنم
نوع اول در عقر كه از جانب مرد بود
و وى از كوتاهى قضيب و كوز و سرنگون بودن آن و ضعف اوعيه منى بسبب رسيدن آفت بعضى از اعصاب و بريده شدن عرقين خلف الاذنين و ردأة پذيرفتن مزاج منى بنا بر استيلاء حرارت محرقه يا غلبهء برودت منجمد بهم رسد و اول و ثانى و ثالث پرظاهرست و صفرت و قلة منى و حرقة آن هنگام خروج و نتن وى در حين شدة سبب و سائر آثار حرارة بر حرارت و رقت و بياض وى با وجود ديگر امارات برودت بر برودت دلالة كند فائده سوء مزاج رطب يا يابس منى مرد تنها تا كه منى زن نيز بكيفية منى مرد متكيف نگردد باعث عقر نباشد
نوعدوم در عقر كه از جانب زن بود
و وى گاهى از استيلاء سوء مزاج حار ساذج بود خواه مادى كه با فساد و احراق منى انجامد يا بارد كه باعث تبريد و تجفيف منى و خون گردد يا رطب كه بملاست رحم و بضعف ماسكهء آن پردازد يا يابس كه موجب تجفيف منى شود صورت بندد و حرارت و غلظة و سواد خون حيض و كثرة موى عانه و به شرط بودن حرارة در عانه لاغرى تن و صفرت رنگ بدن بر سوء مزاج حار و حمرت و رقة و قلت دم ملمثى و ديردير آمدن حيض و به زمان طويل منقطع گشتن آن و قلت موى عانه در صورت استيلاء بر دبر همگى تن و برودت ملمس و بياض لون بدن بر بارد و سيلان رطوبت از رحم على الدوام و ساقط شدن حمل خام بر رطوبت و نحافة بدن و يبوست فرح و حيض نيامدن يا بغاية كمتر بودن بر يابس دلالة كند و گاهى از افراط فربهى و ازدياد پيه رحم و ضيق مكان يا از فرط لاغرى به حدى كه از اغذيهء اعضا فضله نماند كه خون طمثى جهت تغذيهء جنين تولد كند يا از احتباس خون بسببى از اسباب يا ماؤفيه رحم بورم گرم و صلابة و بواسير و قروح عفنه يا از تولد باد غليظه در رحم كه مانع تمكن نطفه و استقرار جنين گردد يا از عروض ورم صلب و رتقه و ثالول و سرطان و مانند آن بر فم رحم كه عائق نزول منى در رحم بود بمنصهء ظهور مىرسد و بزرگى شكم و ضيق النفس هنگام حركة و متاذى شدن باندك باد و غائط و تنگى فرج و در صورت حمل گرفتن ساقط شدن جنين در حين كلانى ؟ ؟ ؟ بر ثمن و قلت حيض يا نحافة بدن بر هزال و عدم جريان طمث بر احتباس حيض و وجود آفات رحم بر ماءوفيه آن و انتفاخ ما بين ناف و فرج و متاذى شدن از اشياء