تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بياموزد دگر هيچ
و عشق مجاز كه از آلايش فسق و فجور پاك بود و نيز قنطرهء عشق حقيقيست و نصيب هر بوالهوس نيست رباعى
سرمد غم عشق بوالهوس را ندهند * سوز دل پروانه مگس را ندهند عمرى بايد كه يار آيد بكنار * اين دولت سرمد همه كس را ندهند
و بجز انسان كامل از ان بهره‌ور نگردد چنانچه قصهء زينب بنت جحش رضى اللّه تعالى عنها و كلام اعجاز انتظام سيد انام عليه و آله الصلاة و السلام كلميتى يا جمره و رئيت الى فى سكك المدينة فى احسن النظام بر ان دلالة دارد

فصل يازدهم در صاد مهمله

و فيه مرض واحد

عصابه

بفتح اول و ثانى و الف و موحده و وقف هاء در ويست كه در اعلى ابرو مائل بعضلهء جبهه و استخوان ماق ظاهر شود و عام‌ست كه در يك ابرو حادث شود يا هر دو و از انجا كه اينجا جاى بستن عصابه هست علة مسطوره را بنا بر اشتمال آن در انجا بر سبيل تشبيه بدين اسم موسوم ساختند هذا اكنون بايد دانست كه حدوث اين درد تارة از تصاعد اخلاط بخاريه حاره از بدن و احتقان آنها در جايگاه وقوع علة بواسطه كثافت مسام و اخرى از استيلاء سوء مزاج حار ساذج در صدغ و چشم و انسداد مسام سر صورت بندد و مبتلا گشتن بدين بلا عقب رسيدن باد شمالى سرد و بعد غسل كردن بماء بارد و عدم قدرت بر چشم گردانيدن و پلك برداشتن و پيوسته بر رو افتاده ماندن و طرقيدن جبهه از شدت الم پنداشتن دليل اول و عروض مرض پس از سر برهنه كردن در هواء سرد يا انداختن آب سرد بر ان قبيل از سرد شدن و بعد گشتن در آفتاب حار و ظهور درد به مجرد طلوع آفتاب عالمتاب و بتدريج زائد و ناقص شدن وى حسب سخونت و زوال پذيرفتن آن نشان ثانىست

فصل دوازدهم در ضاد معجمه

و فيه ايضا مرض واحد

عضّ

بفتح اول و شد ثانى اصلا و عرفا بدندان گرفتن يعنى گزيدن كلب‌ست و عض و غيره چون عض ابن العرس و عض الانسان و عض الاسد و امثال آن از همين ماخوذست و از آنكه حيوان گزنده بسيار و اسباب و علامات گزيدن آنها در كتب طبيه بشرح بيشمار مذكورست خوفا عن الاطناب بذكرش التفات ننمود و بتحرير ترجمهء لفظى اكتفا نمود

فصل سيزدهم در طاء مهمله

مشتمل بر چهار مرض

عطاس

بضم اول و فتح ثانى و الف و سين مهمله

عطسه

بفتح اول و سكون ثانى و فتح سين مهمله و وقف هاء لغة و اصطلاحا حركة خاص دماغىست كه باستعانة هوا مستنشق بنا بر دفع خلط يا موذى ديگر از راه بينى و دهن بمنصهء ظهور رسد و عطسه مر دماغ را چون سعال‌ست مر شش را هذا اكنون بايد دانست كه عطسه اگرچه بواسطهء دفع موذى از دماغ موجب حفظ ويست لهذا در كلام معجز نظام صاحب الشرع سيد الانام
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 238 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )