بسبب آن قابل و اماده فعل قوت مغيره بر مجرى طبيعى گردد و آنچه بعضى افاضل در تعريف وى گفته و اشارتى بدان در بطوء الهضم رفته كه وى آنست كه طعام از معده بسرعت منحدر نگردد بلكه مدتى دراز از عادة در ان باقى ماند از لوازم ويست و بالجمله علل و اعراض آن مجملا در باب موحده در اثناء ذكر بطوء الهضم مذكور شد و مفصلا ان شاء اللّه تعالى در باب فا در بيان فساد هضم ذكر خواهد يافت فانتظر
ضعف الشهوة
پوشيده نماند كه اگر در اشتهاى صادق كه عبارة از گرسنگى اعضا و خواستن اينها غذا از عروق بطريق امتصاص و خواستن عروق از معده و فرستادن طبيعت باذن خالقها تبارك و تعالى سودا را از طحال بر سر معده و متاثر شدن وى بنا بر ذكاء حس خود از عفوضه و حموضة آن و امتصاص عروق پس بهم آمدن اجزاء معده از جهة اذى تا رسيدن غذاست فتورى راه يابد حسب قوت سبب و ضعف آن بطلان يا نقصان در ان رو نمايد و بالجملهء ضعف الشهوت آنست كه آرزوى طعام كمتر گردد و حدوث اين علت گاهى از استيلاء سوء مزاج حار ساذج بر فم معده و گاهى از عروض سوء مزاج مفرط البرودة بجميع اجزاء معده دست دهد و جشا حامض و كثرة عطش و اكراه طبيعة از اغذيه حاره بالفعل و رغبت باب سرد و انتفاع از نوشيدن آن دليل اولست و ضعف هضم و بطوء انحدار طعام و تغير بحموضة و آروغ ترش و انتفاخ و لينة براز نشان ثانى و باشد كه اين نوع بنا بر سرايت برودت و ضعف بجگر منجر باستسقا گردد و خصوصيت مزاج موصوف بسر معده على ما مر فى باب الجيم من جملهء اسباب جوع الكلبىست هذا اكنون بايد دانست كه اشتعال طبيعت بدفع خلط مرارى يا مالح بعد قى يا خلط عفن كه در معده گرد آمده باشد و حيلولة بلغم لزج كثير المقدار در جرم معده و در سوداء منصبهء بر آن و امتلاء بدن از اخلاط خام و قلت تحليل بنا بر انسداد مسام و ضعف جگر يا سده « 1 » ماساريقا و سدهء ما بين سپرز و فم معده و بطلان حس سر معده نيز از اسباب مولدهء اين مرض ست و لذع معده و آرزوى ماء بارد و مرارة فم يا ملوحة آن و قى و غثيان و تقلب نفس و عفونة بوى بدن و براز و بر تقدير بودن مادهء عفن در جوف معده قذف خلط عفنه بر اول و عدم عطش و لذع در غبت اكل اشياء حاره بالفعل و به خوردن آن تا بآمدن آروغ از الم و نفخ و غثيان متضرر گشتن بر دوم و آثار امتلاء بدن و تقدم طول راحت و عدم تعب و مشقت بر سوم و سختى و درشتى جلد و قلت عرق و عدم تاذى از خوا و تا دير طلب نمودن غذا بر چهارم و يوما فيوما لاغر شدن بدن انسان و دست دادن اسهال مختلف الالوان بر پنجم و عظم طحال و نيك گواريدن طعام معتاد با وجود عدم اشتها و هيجان
هامش
( 1 ) آن سدره