تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ماديه و نقصان حجم چشم نسبت به صحت و نطوء حركت آن و سوء بصر بر برودت ساذجه و بزرگى حجم چشم نسبت بحالة صحت بىدرد و حمرت و اشك غليظ قليل المقدار و رمص اندك و مردمك چشم ناپديد گشتن و اشيا را بالاستقصا نديدن بر برودت ماديه و ظهور مرض و تخمه و امتلاء و زوال آن در گرسنگى و خوا بر ضعف بصر معدى دلالة كند فائده قلت نضج و اصلاح رطوبات فضليهء و كثرت ابخره رديه و ضعف مزاج دماغ و قوة حساسه بنا بر ضعف حرارت غريزيه و هكذا تكدر رطوبة بيضه بسبب استيلاء مواد سوداويه بر بدن و افراط مجامعت و رفتن سوء تدبير در تاكل و مشرب و كذلك تكدر جليديه بنا بر انصباب رطوبة عفنه سوداويه از دماغ و همچنين ضيق عصبهء مجوفه از جهة آماس يا سده يا جفاف نيز از موجبات اين مرض‌ست و تولد علت در سن شيخوخة و علاج ناپذيرفتن آن علامت اول و غشائ سياه محاذى بصر نمودن و نظر بسوى آسمان نسبت نه نگريستن سوى زمين صافى و روشن بودن نشان ثانىست و در ثالث جليديه مكدر همى شود تا كه چشم يكبارگى سياه شود بنهجى كه ؟ ؟ ؟ شيج « 1 » محسوسات در ان منطبع نشود و با وجود اين اثرى از آثار نزول الما و انتشار نبود و بعد تنقيهء سودا ظلمه چشم بانحطاط گرايد و رطوبة جليديه صاف و روشن نمايد و در رابع با وجود امارات آماس و سده و جفاف هرشى از قريب از مقدار خود خوردتر نمايد و به تفرق بين ضيق العصبة و ضيق ثقبة العنبية و پوشيده نماند كه گاهى حيلولة جسمى رطب غليظه شفاف مانا به بلور و زجاج فيما بين بصر و مبصرات و از آن رو انعطاف نور چشم در ان جسم و قلت و رقت روح باصره و اختلاط آن يا ابخرهء باعث اين مرض گردد پس بالضرور در صورت اول از مسافت متوسط خورد را بزرگ بيند و در صورت دوم از مكان بعيد اشيا را كما هى دريافت نكند و در صورت سوم از موضع قريب بهتر از بعيد بيند

ضعف الاسنان

گاهى از ان ضعف ارتكاز دندان كه قابل قلع باشد مراد دارند و فى بعض الاحيان عدم برداشت اسنان حرارة اشياء حاره و برودت بارده و مضع چيزهاى سخت را اراده كند و اين بذهاب ماء الاسنان موسوم‌ست و مر من غير مرة و در بعض اوقات بودن آن قابل تضرر بآفات ازين لفظ مراد باشد

ضعف المعده

مولانا نفيس گفته كه آنچه از لفظ ضعف مفهوم مىشود مختص بقوتى معين از قواى معده نيست كما لا يخفى لكن عادة اطبا بر ان اجرا يافته كه اين لفظ را فقط بر خلل هضم معده اطلاق مىكنند زيرا كه عضوى از اعضا را تا كه در فعل وى آفتى از آفات نباشد ضعيف نگويند و فعل معروف معده عند الجمهور همان هضم‌ست لهذا معده را تا كه هضم وى ضعيف نباشد ضعيف نگويند

ضعف الهضم

على ما هو التحقيق عبارتست از عدم استحاله غذا بسوى قوامى و مزاجى كه
هامش
( 1 ) شبح
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 221 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )