ذكر ارتفاع الخصيه مفصل مذكور شد فليرجع
فصل ششم در صاد مهمله با فا
مشتمل بر دو مرض
صفر
بفتح اول و ثانى و راء مهمله و كذلك
صفّار
بضم اول و زياده از الف بعد فا و به تشديد فا نيز آمده كرميست كه در جگر و شراسيف اضلاع حادث شود و از خواص ويست كه انسان به سبب آن بغاية زرد گردد لذا سمى بها و باشد كه بيمار هلاك شود و گاهى بر اجتماع زردآب در شكم چنانچه در استسقاء زقّى باشد اطلاق يابد و برين تقدير وجه تسميه نيز هويداست و پوشيده نماند كه سبب تولد دوده در جگر در كتب متداوله قوم به نظر درنيامده و مانا كه علتش تعفن اخلاط غليظه باشد
صفير
بفتح اول كسر ثانى و سكون تحتانى و راء مهمله در لغة بمعنى بانگ مرغ آمده و در اصطلاح اطبا عبارت از طنين درازست و مناسبت در معنى لغوى و صناعى محتاج بيان نيست و سيجيئ الطنين ان شاء اللّه تعالى فى محله
فصل هفتم در صاد مهمله با لام
مشتمل بر سه مرض
صلابة
بفتح اول و ثانى و الف و موحده و فوقانى در لغة بمعنى سخت شدن چيزى آمده عموما و در اصطلاح اطبا بطريق اشتراك لفظى گاهى بر كيفيت عضوى از اعضاء انسانى خصوصا كه بدان كيفيت آن عضو ممانع غامز بود و از تاثير وى متاثر نشود و زير آن منغمز نگردد و گاهى بر ورم صلب كه مشهور به سقيروسست اطلاق يابد و پوشيده نماند كه اطلاق اول اعم از ثانىست و لفظ صلابة بمعنى اول با جسارة كه در باب جيم ذكر يافت و بمعنى ثانى با سقيروس كه در باب سين مهمله مذكور شد ترادف دارد هذا اكنون بايد دانست كه مؤلف عليه الرحمه اگرچه صلابة را على ما فى كتب اللغة بكيفية جسمى عموما تعبير نموده لكن مراد وى از جسم عضو انسانيست خصوصا چه موضوع علم طب على ما يقرر فى مقره بدن انسانست من حيث الصحة و المرض فافهم
صلابة الاجفان
پوشيده نماند كه اجفان بهمزه و جيم و فا و الف و نون بر وزن اسنان جمع جفن بفتحتين بمعنى پلكست و صلابة الاجفان آنست كه حركت پلك در انفتاح و تغميض متعسر گردد و بالجمله ذى مرادف جساست كه در باب جيم مفصل مرقوم گشته فليرجع
صلع
بفتح اول و لام و عين مهمله لغة و اصطلاحا آنست كه بسببى از اسباب مذكوره در بناء موى مقدم سر فقط بدون موى اصداع محو و مفقود شود و مراد از مقدم سر ناصيه يعنى ربع قدامى وىست و صاحبش را اصلع بهمزه و صاد مهمله و لام و عين مهمله بر وزن اجمع گويند و شيخ الرئيس در شفا نوشته كه حدوث اين علت بنا بر توقير رطوبة در زنان صورت نهبندد و كذلك در خواجهسرايان چه مزاج ايشان مائل بمزاج انوثيست انتباه گاه باشد كه علت مسطوره از دوام برداشتن چيزى گران بر سر دست دهد