تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
الكبد موسوم ساختند و از خصائص اين مرض‌ست كه درد شديد كه از طاقت بيرون باشد با وى ظاهر گردد

شرناق

بكسر اول و سكون ثانى و فتح نون و الف و قاف در لغت بر گوشت سرخى كه در كنارهء چشم ظاهر شود عموما اطلاق يابد و در عرف اطبا جسمىست شحمى يعنى همچو شحمى و پيهى كه با عصب يافته باشد و غشاء اندر وى كشيده بر ظاهر پلك بالا ظاهر گردد خصوصا در هنگامى كه انگشت مسبحه و وسطى كشاده بر چشم گذارند و بر ان اعتماد كنند فيما بين اصبعين مذكورين فزونى پديد آيد و از آنكه پلك سطبر و ثقيل و مسترخى گردد كشادن چشم متعسر بود و يبوست چشم بدان تر باشد و بعض آفتاب و سرعت سيلان اشك و عطشهء از لوازم اين مرض‌ست و عروض اين به صاحبان زكام و نزله و مرطوبى مزاجان بيشتر بود و فرق در شرناق و سلعه آنست كه سلعه بنا بر تيزى خود از پلك متحرك باشد و شرناق از جهت تشبث خود در جوهر عضو حركت نكند

شرى

بكسر اول و فتح ثانى و راء مهمله و الف مقصوره لغة و اصطلاحا عبارت از بثور مسطحهء مائل بحمرةست كه بعضى از ان خورد و بعضى بزرگ باشد و خارش و كرب از لوازم وىست و در اكثر امر دفعة حادث شود و گاه باشد كه از ان رطوبة سائل گردد و فارسى وى ولم‌ست هذا اكنون بايد دانست كه علت مولدهء اين علت ثوران ابخره از دم صفراوى يا از بلغم بورقى دفعه به ظاهر بدن‌ست و سرعة ظهور بثور و بروز ان در روز و كذلك حمرت و حرارت بر دموية ماده و حدوث علت در شب و سفيدى رنگ بثور بر بلغميه آن دلالة كند

فصل نهم در شين معجمه با طاء مهمله

و فيه مرض واحد

شطر الغب

پوشيده نماند كه شطر بفتح شين معجمه و سكون طاء و راء مهملتين بمعنى نصف و بعض‌ست قال صاحب الشرع سيد الانام عليه و آله الصلاة و السّلام فى المرة انها يبقى شطر و هى لا تصوم و لا تصلى اى بسبب الحيض و معنى غب و كذلك ماهيت شطر الغب در باب حاء مهمله در اثناء ذكر حميات بوضوح پيوسته هذا اكنون بايد دانست كه قرشى عليه الرحمه در بعض تصانيف خود گفته كه در نقل اسم اين حمى از لغة يونانى به زبان تازى غلط واقع شده زيرا كه صواب آنست كه الغب شطرها يعنى غب شطر آنست گفته شود چه حمى مسطوره مركب از غب و حمى بلغميه است بس غب شطر يعنى نصف آن باشد و سبب غلط آنكه در اسم آن بحسب لغت يونانيان مضاف اليه مقدم بر مضاف بود و ناقل هر لفظ را بمعنى آن هو هو نقل نموده انتهى محصله و بعضى بر انند كه چون صفراء قليل بمثانهء خل اندك كه مقاوم ؟ ؟ ؟ آب بسيار مىشود بنا بر حدت خود مقاومت بلغم كثير مىتواند كرد پس هنگامى كه صفراوى مفارقه باشد و بلغمى دائمه قوت هر دو